Cyber-café

وبلاگ بازخوانی ارتباطات

آرشيو درباره من ارتباط با من



  RSS 2.0 Feed RSS 1.0 Feed

 

Hot Chocolate

 

A la terrasse

Search Engine Optimization Tools






 

 

 

 

يك فنجان قهوه با: دكتر سعيدرضا عاملي

...وبلاگ نيازي را تأمين مي‌كند كه به هويت انسان‌ها باز مي‌گردد، با توجه به اين كه هر يك از ما در جهان واقعي به دليل هنجارهاي پيرامون‌مان و يا محدوديت‌هايي كه به لحاظ شخصي در جمعي كه حاضريم براي خود قائل هستيم، يك نياز و احساس "بيان شدن خارج از فضاي هنجاري" در ما وجود دارد. لذا با اين نگاه مي‌توان گفت وبلاگ يك فضاي رها شده از "هنجاري هاي سياسي، فرهنگي و حتي اقتصادي" است...
برگرفته از: وبلاگ؛ خانه هويت و تجسم شخصيت

         
ايده‌ها ارتباطات فن‌آوری رسانه آموزش
روزنامه‌نگاری روابط‌عمومی جامعه‌اطلاعاتی 

 

ارتباطات بين‌الملل   

 

link | February 3, 2008 01:10 AM

هی می‌نشینم و نگاه، هی می‌نشینم و دریغ


خوب که نگاه می‌کنم در دو سال همراهی‌ام با دکتر یونس شکرخواه در همشهری آنلاین چند خبر بد بود که یا من دست دست کرده‌ام چطور به او بگویم یا او.
بعد هی نشسته‌ایم و سر برگردانده‌ایم و به چشم‌های هم نگاه کرده‌ایم که چرا و چطور
هی دریغ خورده‌ایم و از دریغ هیچ بر نمی‌آید.
خبر پر کشیدن عمران صلاحی
روزی که خبر پر زدن صلاحی را روی سایت گذاشتم هی خدا خدا می‌کردم جایی باشد که آنلاین نباشد و سایت را نبیند
هی خدا خدا می‌کردم یک کسی یک جوری به او خبر دهد که بار از دوشم برداشته شود.
خبر پر کشیدن قیصر
که او نیز به گمانم همین حال را داشت و باز به هم که رسیدیم کارمان نگاه‌های گاه گاه بود برای سوگی همیشه
و امشب که مجبور شدم به زبان بی‌زبانی خبر رفتن احمد بورقانی را به او بدهم.
از سر شب دست و دلم به کار نمی‌رفت
هی می‌نشستم و دریغ
هی می‌نشستم و نگاه
نه فقط به خاطر دوستی با سهام
نه فقط به خاطر خاطرات خوش یک دوره خوش
به خاطر سوگ آدم عجیبی که فقط از جنس خودش بود.
احمد بورقانی را به گمانم فقط می‌شود با همین لفظ توصیف کرد
احمد بورقانی
------
هی می‌نشستم ونگاه
هی می‌نشستم و دریغ
و تلفن پشت تلفن بود
و خط پشت خط چت
از آشنایان دور و نزدیک
رفقایم
و رفقایش که دوستش داشتند
و دوست داشتند باور نکنند که می‌شود آدم احمد بورقانی باشد
و یکهو و بی‌هوا نباشد
دست و دلم به کار
دست و دلم به نوشتن نمی‌رود
و نمی‌دانم چه کنم
وقتی ببینم سهام را
که دوستش و پسرش بود
و دیگران را
که دوستش بودند و دوستش داشتند

Posted by mehdi ahmadi at 01:10 AM | comment(s)(4)


link | June 21, 2007 10:23 PM

دلزدگي از دنياي مجازي


يك‌وقت فكر نكنيد دوري ام از اين وبلاگ به معني قطع ارتباط از دنياي مجازي بوده.
نه
يك تعبير خوب از يك دوست خوب در اين باره دلزدگي‌ام از زندگي مجازي‌است.
صبح تا شب و شب تا صبح را در اينترنت سر كردن، اين بدي‌ها را دارد.
قابل توجه دوستاني كه دسترسي نداشتن به اينترنت را بهانه خوبي براي به‌روز نشدن وبلاگ‌شان مي‌دانند و هي قول مي‌دهند كه اگر اينترنت براي‌شان بيشتر در دسترس باشد، هر روز به روز مي شوند.
حالا به عنوان آدمي كه با اينترنت زندگي مي‌كند و از اين سبك زندگي مجازي امرار معاش مي‌كند، سعي مي‌كنم بيشتر هواي اين خانه كوچك را داشته باشم.

Posted by mehdi ahmadi at 10:23 PM | comment(s)(10)


link | February 27, 2007 12:30 AM

دكتر نمك‌دوست آنلاين شد


خب همانطور كه همه انتظار مي‌كشيديم دكتر نمك‌دوست هم به حمع استادان آنلاين‌مان پيوست.
قبلاً نوشته بودم كه موضوع جدا شدن دكتر نمكدوست از دانشگاه علامه مي‌تواند موجب خوشحالي ما باشد. چون احتمالاً كم‌كم سر كلاس‌هاي آنلاين ايشان خواهيم نشست.
حالا آن آرزو تعبير شده و كلاس آنلاين دكتر نمك‌دوست همين نزديكي‌ها تشكيل شده.
كليك كنيد!

Posted by mehdi ahmadi at 12:30 AM | comment(s)(5)


link | October 4, 2006 02:35 PM

آي نسيم سحري...


حتماً بايد بگويم چقدر دوستش داشتم. خودش، شعرهايش، طنزي كه در كلماتش و در نگاهش پنهان و پيدا بود.
خودش گفته بود[حالا نه 38 سال قبل سال 1347]:

عيادت

مرگ از پنجره بسته به من مي نگرد
زندگي از دم در
قصه رفتن دارد
روح ام از سقف گذر خواهد كرد
در شبي تيره و سرد
تخت حس خواهد كرد
كه سبك تر شده است
در تن ام خرچنگي است
گه مر مي كاود
خوب مي دانم من
كه تهي خواهم شد
و فرو خواهم ريخت
توده زشت كريهي شده ام
بچه هاي ام از من مي ترسند
آشنايان ام نيز
به ملاقات پرستار جوان مي آيند...
اينها را آن روزها گفته بود و حالا در ميان‌مان نيست! شايد رفته تا دل پاره‌اش را به نسيم سحري بفروشد.
آي نسيم سحري! يه دل پاره دارم چند مي‌خري؟

Posted by mehdi ahmadi at 02:35 PM | comment(s)(14)


link | October 4, 2006 12:01 AM

دوره فراگير آموزش روزنامه‌نگاري


مركز آموزش روزنامه همشهري در اولين گام‌هاي خود، دو كار درخور توجه و تقدير كرد. يكي برگزاري نشست تعاملي روزنامه‌نگاري آنلاين كه گرچه هنوز گزارش جامعي از بحث‌هاي طرح‌شده در آن نشست مخابره نشده اما يكي دو گزارش كوتاه خوب از آن كار شد كه بخصوص حرف‌هاي دكتر شكرخواه و دكتر عاملي در اين نشست قابل توجه و تأمل چندباره‌اند.
يكي هم دوره فراگير آموزش روزنامه‌نگاري، كه در اين چند روز كه از اعلام برگزاري آن گدشته، دست‌كم بين بچه‌هاي كه هميشه دنبال نوع متفاوتي از برخورد با آموزش روزنامه‌نگاري در ايران بوده‌اند به شدت مورد توجه قرار گرفته و روزي نيست كه كسي از اين دوستان از من سراغ نگيرد كه اين دوره چيست و چطور برگزار مي‌شود.
حالا خبر خوب به اين دوستان اينكه جزئيات ثبت‌نام و اعلام آمادگي براي شركت در اين دوره فردا در روزنامه‌همشهري اعلام مي‌شود. براي اينكه دردسرتان كم شود نشاني را هم كامل مي‌گويم: همشهري فردا چهارشنبه، صفحه شش.
اينها همه اما به همت استاد خوب‌مان دكتر نمك‌دوست است كه چند وقتي‌است مسئوليت آموزش را در همشهري به‌عهده گرفته و با لطفي كه دوستان دانشگاه علامه در حق ايشان داشتند!، حالا فرصت اين را دارند كه به آموزش كاربردي‌تر از روزنامه‌نگاري بپردازند. نوع متفاوتي از آموزش

Posted by mehdi ahmadi at 12:01 AM | comment(s)(0)


link | July 4, 2006 08:20 PM

جدال بر سر بيطرفي شبكه


همشهري آنلاين- ترجمه علي ملائکه : گوگل و چند شرکت عمده اينترنتي و نرم افزاري با تصويب مقدماتي لايحه قانوني ارتباطات راه دور در سناي آمريکا با مشکلي جدي روبرو شده اند.


گوگل و شرکت هاي متحدش پيکاري را براي عدم تصويب بخش مربوط به ارائه دو سطحي اينترنت در اين لايحه سازمان داده بودند چرا که آنها معتقدند به اين ترتيب با اولويت قائل شدن براي شرکت هايي که مي توانند پول بيشتري براي مسيرهاي پرسرعت‌تر به وب‌سايت هايشان بپردازند ماهيت دموکراتيک اينترنت به خطر خواهد افتاد.


هرچه کاربران اينترنتي با سرعت بيشتري به يک سايت دسترسي داشته باشند احتمال بيشتري وجود دارد که از آن استفاده کنند، در نتيجه شركت صاحب اين سايت و شرکت تلفن يا اتصال کابلي که دسترسي به اين سايت را فراهم مي آورد درآمد بيشتري  به دست خواهند آورد.


بازندگان بزرگ تصويب نهايي اين قانون وب سايت‌هاي کوچکتري خواهند بود که نمي‌توانند از عهده  پرداخت هزينه‌هاي اتصال اينترنتي سريعتر برآيند... >>بيشتر

Posted by mehdi ahmadi at 08:20 PM | comment(s)(5)


link | July 2, 2006 03:15 PM

مطبوعات و امنيت ملي


همشهري آنلاين: سردبيران دو روزنامه بزرگ آمريكايي[لوس‌آنجلس تايمز و نيويورك تايمز] در مقاله‌اي مشترك به اين پرسش اساسي پرداخته‌اند كه آيا آزادي بيان در زمان جنگ با امنيت ملي مغايرت دارد؟ >>بيشتر

Posted by mehdi ahmadi at 03:15 PM | comment(s)(0)


link | July 2, 2006 12:19 AM

كناره‌گيري مديرعامل ليبراسيون


همشهري آنلاين:
سرژ ژولي بنيان‌گذار روزنامه فرانسوي ليبراسيون، از مديرعاملي اين روزنامه كناره‌گيري كرد.


به گزارش آسوشيتدپرس ژولي كه در سال 1972 به همراه ژان- پل سارتر روشنفكر فرانسوي  اين روزنامه را بنياد گذاشت مي‌گويد كه به خاطر  اختلاف  نظر شديد با سهامدار عمده روزنامه ادوارد دو روتشيلد در مورد چگونگي احياي مالي روزنامه استعفا مي‌كند.


ليبراسيون روزنامه دست‌چپي فرانسه در عصري كه اينترنت و نشريات رايگان رسانه‌هاي سنتي را  تحت فشار قرار داده‌ و عايدات آنها را از آگهي كاسته‌اند، روزگار سختي را مي‌گذراند.


ليبراسيون كه  براي چهار سال متوالي  ضرر داده بود مجبور شد در مقابل 20 ميليون يورو  اعتبار  نقدي از روتشيلد 39 درصد سهامش را به او واگذار كند. >>بيشتر

Posted by mehdi ahmadi at 12:19 AM | comment(s)(1)


link | July 1, 2006 02:52 PM

كجا قرار داريم؟


سؤال: در مقايسه با روزنامه نگاري آنلاين در خارج از مرزهاي ايران كجا قرار داريم؟


پاسخ: در آكادمي هاي دنيا هم مقاومت هايي در برابر تغيير وجود دارد. سال 2000 در آمريكا واحد HTMLنويسي اضافه شد،‌ دانشگاه بركلي هم الان واحد وبلاگ گذاشته است. اما وضعيت ما با آنها خيلي متفاوت است. تجارب آنها در حوزه وب به مراتب بيشتر از ماست و اگر پهناي باند و سرعت دسترسي ما در ايران بالا برود،‌ شايد بيشتر بتوانيم پتانسيل هاي خود را نشان بدهيم. مثلا استفاده از صوت، ‌تصوير، فيلم،‌گرافيك خبري، نقشه و ... به خاطر محدوديت پهناي باند در ايران امكان ندارد...[از مصاحبه ميراث خبر با دكتر شكرخواه، سردبير همشهري‌آنلاين]

Posted by mehdi ahmadi at 02:52 PM | comment(s)(0)


link | July 1, 2006 01:19 PM

خبرنويسي مثل آشپزي


وقتي من خبر بدي تنظيم مي‌كنم، مي‌شود حدس زد كه آنچه را درباره خبرنويسي به من آموزش داده شده، خوب فرانگرفته‌ام. اما وقتي معلم من خبري را خوب تنظيم نكند چه؟


ندا با اشاره به خبر  كلاس‌هاي آموزشي مركز مطالعات سايبر، به اين نكته اشاره كرده كه "نگاه نکنید که در این دو پاراگراف خود مرکز، دست کم 8 غلط ویرایشی و ادبی ‏وجود دارد. انشاءالله خبرش را استادانی که قرار است درس دهند ننوشته‌اند.‏"


كم يا زياد غلط‌هاي ويرايشي و نگارشي اين خبر با خود شما. قبلاً هم نوشته بودم كه مثلاً جايي مثل مركز مطالعات رسانه‌ها كه متولي آموزش خبر و خبرنويسي به بسياري از همكاران ماست نبايد خبرهاي تنظيمي‌اش فاصله نجومي با آنچه در خبرنويسي آموزش مي‌دهد، داشته باشد.


البته هنوز سرفصل‌هاي دوره آموزشي مركز مطالعات روزنامه‌نگاري سايبر اعلام نشده كه ببينيم قرار است در مورد خبر و خبرنويسي به‌ويژه در وب هم چيزي به شركت‌كنندگان آموزش داده شود يا نه.


ولي به هر حال، خبر تنظيمي مي‌تواند معياري از توجه تنظيم‌كننده خبر به معيارهاي خبرنويسي باشد.


همان طور كه نحوه اطلاع‌رساني هم مي‌تواند بيانگر نوع نگرش اطلاع‌رسان به اطلاع‌رساني باشد. ما كه به‌عنوان متوليان پيام و رسانه، براي انتقال پيام‌هامان به رسانه‌ها متوسل مي‌شويم، بايد در استفاده از رسانه و انتقال پيام نشان دهيم كه چقدر از رسانه و پيام شناخت داريم. چون جنس چيزي كه ارائه مي‌كنيم و روش ارائه ما، مي‌تواند نشان‌دهنده تسلط ما به آن مقوله باشد. درست مثل آشپزي كه غذايي كه ارائه مي‌دهد نشانگر درك او از آشپزي‌است و نه كلاسي كه برگزار مي‌كند. 


ببخشيد! اين قدر نمي‌خواستم منفي‌بافي كنم، خود تأسيس مركز مطالعات سايبرژورناليسم، اقدام خوبي‌است، نفس برگزاري اين كلاس‌ها هم بسيار خوب است. اميدوارم نتيجه اين دوره هم خوب باشد.

Posted by mehdi ahmadi at 01:19 PM | comment(s)(0)