Cyber-café

وبلاگ بازخوانی ارتباطات

آرشيو درباره من ارتباط با من



  RSS 2.0 Feed RSS 1.0 Feed

 

Hot Chocolate

 

A la terrasse

 




 

 

 

 

« آيا وبلاگ‌ها نوع تازه‌اي از روزنامه‌نگاري هستند؟ | Main | آسيب شناسي چرا حرفه‌ای نيستيم »


حرفه: روزنامه‌نگار


بحث درباره اصول حرفه‌اي روزنامه‌نگاري قدري جزئي‌تر شده.
نيك آهنگ گفته كه "خيلی از ماها اشتباهات زيادی کرده​ايم و می​کنيم!" و اشاره مستقيمش به كانديداتوري روزنامه‌نگاران در انتخابات است.


بهمن البته اين انتقاد را به ندا داشته كه ترتيب اصول لوموند را رعايت نكرده و گفته "فکر کنم خیلی از شما می‌دانید که من تا حالا چند بیانیه امضا کرده‌ام و فکر نمی‌کنم کار اشتباهی کرده باشم. وجه سیاسی روزنامه‌نگاری در ایران با کشوری مثل فرانسه متفاوت است. فکر می‌کنم تا وقتی حزب درست و حسابی نداریم (و نمی‌توانیم داشته باشیم) نمی‌شود از کسانی که دوست دارند سياسی باشند (از جمله خود من) خواست بی‌خیال امکان خوبی مثل روزنامه شوند."


ندا البته توضيحاتی در مورد برجسته‌سازي اين بخش از اصول حرفه‌اي لوموند ارائه كرده ولي اين تكه آخر از حرف‌هاي بهمن كه اينجا آوردم بحثي‌است كه سال‌هاست محل مناقشه من و خيلي از دوستان است، يكي همين معصومه، تا اين حد كه تصميم گرفتيم براي حفظ چارچوب خانواده لااقل به‌عنوان سر و همسر دور اين يكي بحث را قلم بكشيم. بحث مرز بين روزنامه‌نگاري سياسي و روزنامه‌نگاري حرفه‌اي؛ كه به نظرم چندان تابع شرايط دوگانه ايران و فرانسه نيست.


در مطلب روزنامه‌نگاري ايراني نوشتم كه "در كار حرفه‌‌اي چارچوبي بزرگتر از منافع شخصي دخيل است. اينجاست كه روزنامه‌نگار حرفه‌اي در روزنامه غيرحزبي مسائل حزبي را مطرح نمي‌كند."


نمي‌دانم اين تعريف از حرفه‌اي بودن چه ميزان با آنچه بهمن يا معصومه در كارهاشان دنبال مي‌كنند سازگار است گرچه بهمن دست‌كم دو نكته را با صداي بلند اعلام كرده "دوست دارد سياسي باشد" و "روزنامه امكان خوبي است كه نمي‌شود بي‌خيالش شد" . من اما توجه دوستان را به بخش‌هايي از مصاحبه اقبال با فريد قاسمي جلب مي‌كنم. از قضا مصاحبه كار معصومه است:



  • چه زماني روزنامه‌نگاران ما به امنيت شخصي و شغلي مي‌رسند؟
    زماني به امنيت شخصي و شغلي روزنامه‌نگارخواهيم رسيد كه روزنامه‌نگار خود را هم شان قاضي بداند. وارد بازي نشود و نقش نظارتي و قضاوتي خود را حفظ كند، سينه خود را براي شاكي و متهم چاك نكند. بداند داور است، وسط بازي اگر توپ زير پايش آمد به يكي از تيم‌ها گل نزند تاريخ نشانگر آن است كه با مشاجره و منازعه و تشنج هيچ كاري به پيش نمي‌رود تا پاره‌اي از مردم، دولتمردان و روزنامه‌نگاران به تعريف درست از حرفه روزنامه‌نگاري نرسند ما به آن نقطه‌اي كه مد نظر شماست نخواهيم نرسيد. هر وقت روزنامه‌نگار وارد بازي نشده گامي به جهت تثبيت خودش و صنف خودش برداشته و ثمرات و بركاتي درپي داشته است و هر وقت وارد بازي شده بازي را باخته است. در طول تاريخ هر وقت براي تثبيت شغل روزنامه‌نگاري دو گام به جلو برداشته‌ايم با تندروي‌ها سه گام به عقب رفته‌ايم و نه تنها پيشرفت نكرده‌ايم كه پسرفت هم داشته‌ايم چون مرزها مخدوش شده است.

  • در طول تاريخ مطبوعات هيچ وقت روزنامه‌نگاري مستقل اتفاق افتاده؟
    بله ما روزنامه مستقل داشته‌ايم.

  • الان چطور؟الان روزنامه و روزنامه‌نگار مستقل داريم؟
    ببينيد در دهه‌هاي اخير هيج وقت اتفاق نيفتاده كه اين همه روزنامه‌نگار در ستادهاي انتخاباتي مشغول به كار باشند. كار روزنامه‌نگاري با روابط عمومي و تبليغات فرق مي‌كند.
    اين كار روزنامه‌نگار را از روزنامه‌نگاري حرفه‌اي دور مي‌كند. اين ديگر روزنامه‌نگاري حرفه‌اي نيست روزنامه‌نگاري حزبي است. هر وقت مرز بين اين دو نوع روزنامه‌نگاري مخدوش شده روزنامه‌نگارها آسيب ديده‌اند.
    امروز اگر همه روزنامه‌ها حزبي هستند اين نقطه قوت نيست. من نمي‌گويم روزنامه‌نگاري حزبي و دولتي نبايد باشد. بلكه مي‌گويم هركدام بايد در سرجاي خودشان باشند اما مخدوش شدن اين مرزها آسيب مي‌زند. افرادي كه در روزنامه‌هاي حزبي كار مي‌كنند نبايد عضو تشكل صنفي باشند آنها بايد عضو كانون مطبوعات حزب‌شان باشند.
    روزنامه نبايد پل يا سكوي پرتاب به سمت قدرت باشد. روزنامه‌نگار حرفه‌اي بايد تعهد بدهد روزنامه‌نگار بماند و وارد هيچ دسته و حزبي نشود. و از داخل شدن به نهاد قدرت پرهيز كند. وارد شدن به نهاد قدرت باعث مي‌شود روزنامه‌نگار نهاد قدرت را رقيب خودش بداند و متقابلاً قدرت روزنامه‌نگار را. به هر حال هر كسي مايل است رقيب خود را از صحنه به در كند. به اين ترتيب روزنامه‌نگار شأن نظارتي و قضاوتي خودش را از دست مي‌دهد وارد بازي مي‌شود بازي هم برد و باخت دارد. باخت روزنامه‌نگار باعث مي‌شود حرفه و صنف روزنامه‌نگاري آسيب ببيند. روزنامه‌نگار بايد راوي صادق رويدادها باشد نه كسي را به عرش ببرد نه به فرش بكشاند. او نبايد نسبت به مسائل موضع از پيش تعيين شده داشته باشد.

  • مي خواهم بپرسم چطور ممكن است اين اتفاق بيفتد؟ به هر حال هر انساني يك موضع و عقيده سياسي دارد، چطور عقايد سياسي‌اش با حرفه روزنامه‌نگاري‌اش كنار بيايد؟
    هركسي مي‌تواند موضع سياسي داشته باشد ولي وقتي وارد روزنامه‌نگاري حرفه‌اي مي‌شود بايد موضعش را دم در بگذارد. اگر مي‌خواهد تفكر سياسي‌اش را حفظ كند برود توي روزنامه حزب مورد علاقه‌اش كار كند وگرنه اين كار يعني با پوشش روزنامه‌نگاري حرفه‌اي كار سياسي كردن تقلب است.



Posted by mehdi ahmadi at 10:39 AM

نظرها:

ارسال نظر:

نام :


پست الکترونیکی


وب سایت :


نظر:



Remember info?