....فیچر اساساً طولانیتر از هاردنیوز و سافتنیوز است و بر خلاف باور رایج در بین بعضی از علاقهمندان به این نوع مباحث، فیچر اصلاً سافتنیوز و هاردنیوز نیست.....گزارش خبری کوتاه تنها یک مرحله از تیتر عقب میکشد و به عبارت بهتر مثل تیتر بار خبری دارد و در خدمت تیتر باز میشود.....در فیچر دوباره باید به یک قدمی تیتر بازگشت.....کامل
Posted by mehdi ahmadi at
10:14 PM |
comment(s)(0)
درسهایی از روزنامهنگاری حرفهای
"عینی گرائی در روزنامه نگاری، فروش انفعالی اخبار نیست، برخورد فعال تبیین گرایانه با مقولات تحت پوشش است"
این نکته را به درسهایی که از حرفه روزنامهنگاری گرفتهاید اضافه کنید و نیز نکات دیگر که دکتر شکرخواه اشاره کرده در ارتباط با آنچه خانم دبورا کمپل در گفتگو با روز آنلاین گفته.
Posted by mehdi ahmadi at
11:44 PM |
comment(s)(0)
بعضیها موضع خودشان را در مورد وبلاگها و دخانیات، روشن کردهاند:
دکتر شکرخواه گفته که chain smoker است و ظاهراً در این طبقهبندیها نمیگنجد.
علی مزینانی پایین همان مطلب اعتراف کرده: از شما چه پنهان خیلی هوس چپق کردم....
یک روزنامهنگار نو هم در لینکدونی وبلاگش آورده: خوب من هم که قلیانی هستم....
فکر کنم برای روز اول بد نبود!
Posted by mehdi ahmadi at
03:18 PM |
comment(s)(0)
موتور ترجمه در EPRSOFT گرم شده و بعد از مطلب خوب خدمات روابطعمومی آنلاین که دو قسمت از آن روی سایت قرار گرفته و به نوعی حوزه روابطعمومی را به دیگر حوزههای ارتباطات گسترش داد، حالا مطلب خوب "چرا دانشجویان روابط عمومی باید وبلاگ بنویسند" در بخش مقالات قرار گرفته.
البته این مطلب هم مثل مطلب پیشین تنها به درد بچههای روابطعمومی نمیخورد و میتوان براساس آن مطالبی نوشت که مثلاً چرا روزنامهنگاران(آزاد) باید وبلاگ داشته باشند و از این قبیل.
امیدوارم روند در دسترس بودن مطالب خوب در بخش مقالات EPRSOFT با همین وضعیت ادامه یابد.
Posted by mehdi ahmadi at
10:27 AM |
comment(s)(0)
چند وقت است با مقایسه وبلاگنویسی چند تن از دوستانم به این فکر افتادهام که برخی انواع وبلاگنویسی شباهت قابل توجهی به برخی انواع مصرف دخانیات دارد. خوب وبلاگ دودی هم مثل ماهی دودی مزه خودش را دارد، نه؟؟!!
>>وبلاگ به مثابه! سیگار:
در این مدل وبلاگنویسی، بلاگر، پستهای کوتاه و پشت سر هم ارسال میکند. بلاگر معتاد وبلاگنوشتن است و هر نوبت وبگردیاش دست کم هفت هشت پست ارسال میکند. درست مثل سیگار: کوتاه و پشت سر هم، بلاگرهای سیگاری! معمولاً یک نوع سیگار مصرف میکنند(در یک حوزه مطلب مینویسند)
>>وبلاگ به مثابه! قلیان:
در این شیوه بلاگر با فاصله زمانی بیشتر نسبت به نوع اول و تنوع مزه بیشتر پستهایش را ارسال میکند. در این مدل وبلاگ نویسی مزه پرتقال، توتفرنگی، دو سیب و البته تنباکوی خوانسار به خوبی از هم قابل تفکیک هستند.
>>وبلاگ به مثابه! چپق:
این شیوه نوشتن از شیوههای اصیل ایرانیاست. قدیمترها کشاورزان در فصل زمستان که گرفتار کشت و کار نبودند، ساعتها سینه آفتاب مینشستند و بعد از ساعتها چپق خود را در میآوردند و به صورت خود میچسباندند. دوباره بعد از یکی دو ساعت عملیات توتونگذاری و روشنکرن آن با ذرهبین زیر اشعه آفتاب انجام میشد و در آخرین ساعات روز با یکی دو کام اساسی از چپق سرشار از انرژی به خانه بر میگشتند و حکایت همچنان ادامه داشت. وبلاگنویسان چپقی مدتها طول میکشد تا از لاکشان یواش یواش درآیند، بعد یک مطلب خوب مینویسند و به محل خود مراجعت میکنند. باز تا کی و کجا دست دهد که این اتفاق تکرار شود.
>>وبلاگ به مثابه! پیپ:
خوب این شیوه کمی روشنفکرانه و وارداتیاست، البته توتون پیپ سنگین و. سبک دارد ولی دو سیب و پرتقال و خوانسار ندارد. خوب پیپ را نمیشود پشت سر هم کشید و البته کشیدنش به سختی چپق هم نیست. بلاگر در این روش هرازگاهی پستهای شیک و روشنفکرانه میفرستد
بعضی از دوستان وبلاگنویسم که میدانند منظورم از این همه دود چیست بهتر است خودشان خودشان را لو بدهند. از من هم اگر بپرسید چطور وبلاگ میکشم، میگویم به قول رنه مگریت: Ceci n'est pas une pipe
Posted by mehdi ahmadi at
01:19 AM |
comment(s)(0)
قابل توجه معصومه و دوستان عزیز دیگر!
آقای قاسمی معتقد است در استفاده از عنوان "روزنامه" برای نشریات مختلف منتشر شده در سالهای آغازین انتشار روزنامه در ایران، بیشتر جاریبودن محتوای درج شده در این نشریات مد نظر بوده و تأکید بر انتشار روزانه این نشریات نبودهاست. ضمن اینکه برخی از این نشریات با وجود ذکر دوره انتشار خود در شناسنامه رسماً عنوان روزنامه را برای خود برگزیدهاند. مثل همین روزنامه ناصری که با توجه به شناسنامهاش دو هفتهنامه است ولی رسماً مینویسد روزنامه.
دکتر شکرخواه هم معتقدند در زبان انگلیسی عبارت Newspaper به طور عام به نشریات با دورههای مختلف انتشار تعلق میگیرد و آنچه ما امروز به آن روزنامه میگوییم در واقع به Daily newspaper اشاره دارد. از این رو روزنامه(در مقابل Newspaper) به تنهایی به روزانه بودن دوره انتشار دلالت نمیکند و اصطلاح درستتر در مورد نشریات با دوره انتشار روزانه روزنامههای روزانه یا آن طور که در سالهای آغازین انتشار روزنامه در ایران اطلاق میشد روزنامههای یومیه است.
دکتر شکرخواه میگوید: در زبان انگلیسی یا دیگر زبانها معمولاً برای نشریات با دوره انتشار مختلف نامهای متفاوتی وجود دارد ولی در ایران عمدتاً نشریات مختلف روزنامه خوانده شدهاند.
قبلاً این سؤال برای معصومه و من پیش آمده بود که چرا نخستین روزنامهنگاران ایرانی به هرچه منتشر میکردند میگفتند روزنامه؟؟ جوابهای دکتر شکرخواه و سید فرید قاسمی در واقع حاصل گفتگوی غیررسمی من با آنهاست.
Posted by mehdi ahmadi at
05:41 PM |
comment(s)(0)
در تاریخ مطبوعات ایران امروز(سی تیر و 10 جمادیالثانی) از ویژگی خاصی برخوردار است. در سیام تیرماه اصلاح آییننامه اجرایی قانون مطبوعات در هیات وزیران در 1327 شمسی، انتشار نشریه "شهر آشوب" به مدیریت " ناظر زاده کرمانی" در همین سال، تحصن دوازده نفر از روزنامه نگاران به خاطر مخالفت با دولت موقت، توقیف روزنامه خراسان چاپ مشهد بهوسیله شهربانی و غارت دفتر روزنامههای استخر، پارس و گلستان در شیراز در سال 1331 شمسی(مقارن با به قدرت رسیدن مصدق)، رخدادهاست.
در 10 جمادیالثانی 1230 قمری نیز که امروز را خاص کرده؛ عزیمت " میرزا محمد صالح شیرازی " به اتفاق همراهانش از تبریز به لندن رخ داد. میرزا صالح معرف حضور هست و آموختههایش از سفر فرنگ به انتشار نخستین روزنامه در ایران انجامید.
Posted by mehdi ahmadi at
05:01 PM |
comment(s)(0)
راستی چرا این جماعت به هرچه منتشر میکردند میگفتند روزنامه؟؟
این سؤال را همسرم که فعلاً جوگیر نشریهایاست که در دوران قاجار به اسمش درمیآمده مطرح میکند و من تا به حال به پاسخش فکر نکردهام. یادم باشد اینبار که آقای فرید را دیدم از او در این باره بپرسم.
آقای قاسمی کارهای بزرگی کرده، یک تکهاش بیش از 58جلد کتاب و بیش از 800 عنوان مقالهاست. دقت کنید گفتم یک تکهاش 58 کتاب و 800 مقاله؛
اما آنچه توصیفش برای من آنقدرها ساده نیست کار بزرگیاست که در انتشار نخستین روایت الکترونیک از تاریخ مطبوعات ایران انجام دادهاست. امیدوارم روایتهای بعدی این اثر را هم زودتر شاهد باشیم. ما که با هم تعارف نداریم، انواع و اقسام روایتهای الکترونیک از آثار مختلف را هم دیده ایم ولی این اثر به نوع خود میتواند ورود خوبی باشد به آنچه دیگران میراث دیجیتالش میخوانند و سرمایهگذاری کلانی برایش انجام میدهند. به هر حال مؤلف این اثر فرید عزیز که مناسبتر از هر اسم دیگری برای وبلاگ "آن نامه" را تجویز میکند به خوبی به چند و چون ورود به دنیای دیجیتال واقف است و این امید هست که به زودی آننامه فرید قاسمی را هم شاهد باشیم.[البته در کیفیت این وقوف رفیق خوب هم بیتأثیر نیست]
این همه آنچه نبود که دلم میخواست در مورد این مرد بزرگ و اثر سترگش بنویسم اما گفتم که توصیفش آنقدرها برای من ساده نیست.....
و در یکسالگی راه میافتیم....
خوب این بچه یکساله بالاخره راه افتاد و همه ما باید قدردان علی عزیز باشیم، هرچند اصرار دارد اینقدر این سایت را به او نچسبانیم.
Posted by mehdi ahmadi at
02:51 PM |
comment(s)(0)
نمیتوانیم تکنولوژی را پس بزنیم
بگذارید به دلایلی از مصاحبه سایت خانه هنرمندان ایران با استاد بهمن جلالی این تیتر و این قسمت را بیاورم:
ـ با عکاسی دیجیتال کنار آمدهاید؟
من از اول هم با عکاسی دیجیتال مشکلی نداشتم. ما نمیتوانیم تکنولوژی را پس بزنیم. در مقابل آن میتوانیم دو نوع رفتار از خود نشان دهیم یا میتوانیم مثل بچهای سادهلوح آن را بخریم چون هر کاری برای آن انجام میدهد، اما یک نگاه دیگر این است که ببینیم این تکنولوژی کارآمدی تخصصی هم برای ما دارد یا نه. اما بیشتر نگاه اول باب شده است. فکر میکنیم چون هزینهی خرید فیلم نمیدهیم، دیجیتال به صرفه است. در صورتی که اصلا این طور نیست چون هم چند برابر بیشتر باید پول دوربین را بپردازیم و هم چاپ آن خیلی گرانتر است. دیجیتال تکنولوژی بسیار خوبی است مشروط به این که بتوانیم قابلیت استفادهی تخصصی از آن را بدانیم. مثلا عکاسی خبری یا تبلیغاتی بدون دوربین دیجیتال اصلا امکان ندارد، ولی در عکاسی مستند به چند دلیلی دوربین آنالوگ را ترجیح میدهم.
ـ به چه دلیلی؟
اولاً جنس تصویر روی فیلم عمق و فرم دارد که دیجیتال ندارد عکس دیجیتال تخت است. دوماً جاذبه ی عکس آنالوگ را ندارد چون شما بلافاصله عکس را میبینید و اگر خوب نبود آن را پاک میکنید یعنی برای گرفتن عکس خوب زحمت نمیکشید.
Posted by mehdi ahmadi at
12:18 PM |
comment(s)(0)
عجب فضای پر ظرفیتیاست این فضای سایبر. همین چند روز پیش بود که استادمان حسین قندی با ایسنا روزنامهنگاری الکترونیک و سنتی را مکمل یکدیگر خوانده بود و گفته بود که این دو نوع روزنامهنگاری هر یک بستر خود را میطلبد و البته همین چندی پیش بود که استادمان دکتر معتمدنژاد در گفتگو با اقبال پیش از توقیف در مقایسه وبلاگنویسی و ستوننویسی مطبوعات گفته بود: "وبلاگنویسی وقت کمتری میبرد و پیام را عالیتر میکند، علاوه بر آن شرایط اجتماعی بهتری در زمینه استفاده از اینترنت فراهم شده که جوانان حداکثر استفاده را از آن میبرند. در شرایط فعلی جوانان دوست دارند که در هر مسأله اجتماعی یا سیاسی اظهارنظر کنند، علاوه بر آن نوشتن یادداشت سیاسی یا اجتماعی هم مشکل و هم وقتگیر است."
حالا استاد دیگرمان دکتر نقیبالسادات در مصاحبه با ایران گفته: "همانگونه که نظام روزنامه نگارى فعلى ما همانند بسیارى دیگر از نظامها وارداتى و تحمیلى است و در بستر عادى خود رشد نکرده ، این شیوه از روزنامه نگارى هم وارداتى است و اگر همین روند ادامه پیدا کند قطعاً در بستر اصلى خود رشد نمى کند." و نیز تصریح کرده:" وبلاگ را نمى توان شکلى از روزنامه نگارى الکترونى به حساب آورد، هیچ تحقیقى هم در دنیا تاکنون به این نتیجه نرسیده است چون وبلاگ بیشتر خاطره نویسى و یادداشت نویسى است"
حالا شما با من موافق نیستید که کم نیستند ظرفیتهای فضا سایبر !
از شهری با ترافیک روان تا کدخدایی دهکده جهانی
هفته پیش و در تازهترین نشست انجمن روابطعمومی ایران به بهانه تجلیل از خدمات دکتر کمالیپور، در حالی حکم کدخدایی دهکده جهانی دکتر کمالیپور برای دکتر شکرخواه از سوی او تثبیت شد که دکتر شکرخواه بار سفر را از شهری با ترافیک روان بسته بود.
معصومه انتظار داشت و در واقع معترض بود که کافهسایبر باید پیش از برخی وبلاگها خبر خروج دکتر از جامجم آنلاین را اعلام میکرد چون قبل از رفتن او از جامجم از این مسئله خبر داشتم ولی به دلایلی که حداقل برای خودم محترم است سعی کردم با این موضوع برخورد ژورنالیستی نداشته باشم. گرچه دیگر صدای سازی که هفته پیش نواخته شد درآمده و محمدرضا نوروزپور خبر رفتن دکتر را منتشر کرده است.
نمیدانم دکتر که حتی به نظر من پرسشنامه رساله دکتریاش به نوعی مانیفست روزنامهنگاری سایبر بود، قرار است پروژه روزنامهنگاری سایبر را در جای دیگری دنبال کند یا کدخدایی Global Village دکتر کمالیپور را جدیتر دنبال میکند.(راستی عکس دکتر در مرکز Knowledge Village شما را یاد کدخداهای دهکده جهانی نمیانداخت!!؟)
به هر حال ممکناست رفتن دکتر شکرخواه از جامجم معناهای مختلفی را برای هر یک از ما در بر داشته باشد اما امیدوارم و آرزو میکنم که تحریریه کوچک جامجمآنلاین که همیشه مایه غرور و افتخار دکتر بودند همچنان ترافیک این شهر را روان نگه دارند و تحولی را که دکتر در روزنامهنگاری سایبر پدید آورندهاش بود همچنان روبهروی چشمها نگه دارند.
--------
این دونکته هم به بهانه آوردن نام محمدرضا نوروزپور: یکی تبریک به او برای انتشار کتابش در زمینه نرم خبرز و سخت خبر به همت نشر ثانیه و دکتر احمد توکلی؛ و دوم اینکه من هم صبحت های آقای ضیایی پرور عزیز را در مورد روزنامه نگاری سایبر منصفانه نمی دانم و با آقای نوروزپور در این مورد موافقم.
نگاه: تعامل دو نوع روزنامهنگاری
دکتر صفایی به ایسنا گفته در ایران به دلیل محدودیتهای دسترسی و فراهم نبودن زیرساختها نمیتوان روزنامهنگاری الکترونیکی را به عنوان شیوه روزنامهنگاری مرسوم در نظر گرفت. وی در عین حال گفته این دو روزنامهنگاری متاثر از یکدیگرند و حتی میتوانند از ویژگیهای خاص یکدیگر، بهره گیرند، به طور مثال روزنامهی نوشتاری با راهاندازی نسخهای Online میتواند همزمان اخبار و اطلاعات تازه را به سرعت منتشر کرد.
از سوی دیگر استادمان حسین قندی هم اعتقاد دارد: روزنامهنگاری سنتی و الکترونیکی مکمل یکدیگرند و نباید آنها را در تقابل با یکدیگر تصور کرد. در گفتگوی قندی با ایسنا آمده: " این دو شیوه روزنامهنگاری هیچگاه یکدیگر را نفی نمیکنند چرا که هر کدام از آنها مزایای خاص خود را دارند" در واقع "روزنامهنگاری سنتی و الکترونیکی دو مقوله جدا از یکدیگر هستند که هر کدام بسترهای خاص خود را نیاز دارند."