در خصوص سایت علوم ارتباطات باید به علیرضا کتابدار خستهنباشید بگم. البته نکاتی هم هست که در تکمیل سایت باید مورد توجه ایشون باشه از جمله فعال کردن بخش نظرخواهی که اگر بود جای این حرفهایی که الان میزنم پای یکی از مطالب این سایت بود. مطلب «درستنویسی» که به عنوان یک دانشجوی ارتباطات و روزنامهنگاری ذکر دو نکته در موردش لازمه.
یکی اینکه نوشته شده "...تعدادی از کلمات و جملات زبان فارسی که به صورت اشتباه بکار می رود، همراه معادل صحیح آنها..." فکر میکنم کاربرد کلمه معادل در اینجا صحیح نیست چون هیچ کلمه اشتباهی معادل هیچ کلمه صحیحی نیست!
یکی هم اینکه در مورد کلمه سیاستگذار که فکر میکنم منبع این کلمات کتاب ارزشمند دکتر بدیعی و آقای قندی باشه توضیح بدم که ظاهراً این یه اشتباه چاپی بوده، گزاردن عمدتاً متناظر با انجام دادن یه کاره مثه نمازگزار و از این لحاظ سیاستگزار میتونه به معنی کسی باشه که یه سیاست رو اجرا میکنه، اما گفتم میتونه به این معنی باشه ولی عمدتاً این کلمه در این معنی به کار نمیره و بیشتر معنی تدوینکننده سیاست را در بر داره، خوب با این معنی رایج و آشنا یعنی تدوینکننده سیاست، املای درست سیاستگذاره و سیاستگذاری هم به معنی تدوین یک سیاست؛
یه جایی که گمونم نقدی بود که آقای قاضیزاده روی همین کتاب نوشته بود اشاره شده که در این قسمت اشتباه چاپی رخ داده.
در هر صورت من همیشه از این جور نکات آموزشی استقبال میکنم و امیدوارم علیرضا کتابدار هم در این راه موفق باشه.
Posted by mehdi ahmadi at
12:23 PM |
comment(s)(1)
"Journal de teheran" روزنامه فرانسوی مؤسسه اطلاعات که از 1314 تا همین 26 سال پیش یکسره منتشر میشد، حالا به همت یکی دو آدم خوشفکر که یکیشان دکتر حسینی عزیز است که در فرانسه تاتی تاتی کردن را به من آموخت منتشر میشود. سری جدید دو هفتهنامهاست فعلاً و نامش "Revue de Teheran"
چند وقت پیش توی دفتر این دو هفتهنامه جایی در طبقه چهارم مؤسسه اطلاعات ماکتبندی کار را دیدم که انصافاً خیلی حرفهای بود. صفحهبندی و چینش مطالب اگر با کاغذ و چاپ خوب ترکب میشد چیزی از خیلی کارهای آنور آبی کم نداشت. غنای مطالب هم که جای خودش را دارد، ظاهراً محتوا قرار است معرفی ایران به جهانیان باشد و فاز بعدی توزیع منطقهای این نشریهاست. به هر حال گمانم برای امثال من که با لجاجت مثال زدنی هنوز فرانسه را به زبانهای رقیب! ترجیح میدهند، بهانه خوبی باشد که به لجاجتمان ادامه دهیم.
از همینجا سلام و خستهنباشید به دکتر حسینی و همکارانش
Posted by mehdi ahmadi at
07:51 PM |
comment(s)(0)
روزانههای روزنامهنگارانه
دوست خوبمان مهران بهروزفغانی چند وقتی است روزانههایش را در بلاگفا برای علاقهمندان به مباحث روزنامهنگاری مینویسد. در توضیحات وبلاگ روزانه آمده " نقد روزانه مهران بهروز فغانی بر نوشته های آزار دهنده مطبوعات و دیگر رسانه " و مهران که خود هم دانشآموخته روزنامهنگاری و هم از روزنامهنگاران با سابقه کشور است و البته دبیر تحریریه سایت میراث، نگاهی روزنامهنگارانه دارد به آنچه این روزها در مطبوعات به چشم میخورد. به نظرم رویکرد مهران برای روزنامهنگاران بهخصوص آنها که هیچ وقت خود را از دانستن مستغنی نمیدانند قابل توجه است. پس علاقهمندان مباحث آموزشی در روزنامهنگاری خواندن روزانههای مهران بهروز فغانی را از دست ندهند.
Posted by mehdi ahmadi at
05:29 PM |
comment(s)(0)
اگر دورهای را که برخی سایتها مثل یاهو با در اختیار گذاشتن فضاهای رایگان، امکان انتشار مطالب شخصی را به مخاطبان میدادند دوره پیش از ارائه خدمات وبلاگ از سوی برخی دیگر از سایتها مثل بلاگر بدانیم با این ویژگی که سایتهایی مثل بلاگر انتشار اطلاعات را برای هر کاربر مبتدی و غیر آشنا به مسائل فنی انتشار محتوا در وب، ساده کردند، حال در دنیای بعد از وبلاگها شاهد سایتهایی هستیم که انتشار رایگان اطلاعات با حداقل دردسرهای فنی و تنوع در موضوعات و دستهبندیها را به کاربران هدیه کردهاند.
از جمله این سایتها Multiply است که ضمن تشکیل شبکههای ارتباطی(چیزی شبیه اورکات) به کاربانش اجازه انتشار اطلاعات را میدهد. آن هم با تنوعی در حد و اندازه یک مجله شخصی.
سام فرزانه دوست خوب من که مدتها با مدیریت صفحه رسانه شرق، نقش قابل توجهی در تولید محتوای ارتباطی در فضای کشور داشت و حالا در قالب اداره صفحات ویژه در خبرگزاری میراث، دنبال پیاده کردن ایدهها نو در این خبرگزاریاست(یکیشان همین بخش شنیداری که با مدیریت اوهر هفته ارائه میشود)، حالا یک مجله شخصی در Multiply راه انداخته.
"جایی برای سام" مجله شخصی اوست که با بخشهای متنوعی مثل نوشتهها، نگارخانه، شنیدنیها، به نظر اول شخص و پیوندها، پای این رفیق ژورنالیست را به فضای سایبر باز کرده است. سام که قبلاً هم آهسته و نه پیوسته وبلاگ مینوشت، روزنامهنگار خوشفکریاست و دوستیاش برای من سرشار از افتخار. برایش همیشه و همهجا آرزوی موفقیت دارم.
Posted by mehdi ahmadi at
10:07 PM |
comment(s)(0)
وبلاگنویسی روی دیوار چین
عضو هیأت علمی مؤسسه عالی آموزش و پرورش مدیریت و برنامهریزی وبلاگ را پدیدهای مقطعی ارزیابی کرد و آن را با دیوار نویسی مردم چین در زمان انقلاب فرهنگی آن کشور مقایسه کرد.
وی اعتقادتش به اینکه" جایگاه یادگیری اینترنت و الکترونیک برای همه یکسان است" را با این جمله توضیح داد که: " این امر برای ایرانیان جدید و برای دنیا کهنه است"
"به عقیدهی وی دورهای که جامعه در وضعیت جنجالی بسر میبرد یا موضوعات خاصی مثلا بحث انتخابات ریاست جمهوری مطرح است، تب بیشتری دارد."
وی همچنین گفت:"هر چقدر با اتفافات مهمی در کشوری روبرو باشیم، وبلاگ نیز در آن کشور رشد میکند و جایگاه خود را پیدا میکند."
ایسنا در حالی که توضیح نداد چرا اینبار یک عضو هیئت عملی مؤسسه عالی آموزش و پرورش، مدیریت و برنامهریزی را برای گرفتن عکس یادگاری با وبلاگها انتخاب کردهاست از قول وی نوشت:"وبلاگ یک پدیدهی کاملا مقطعی و مختص کشورهایی است که در اتفاقات موضعی (local) نقش مهمی را ایفاء میکند."
آگاهان میگویند بقیهاش پیشکش یکی این جمله آخر را که از قضا لید گفتگوی ایسناست به فارسی ترجمه کند.....
Posted by mehdi ahmadi at
03:18 PM |
comment(s)(0)
ستادهای خبری: تأملی دیگر
علی عزیز در روابطعمومی کاربردی مثل همیشه یک نکته خوب و کاربردی آورده و اینبار با موضوع ستادهای خبری؛ نظراتم را در این خصوص در تاپیک ویژهای در فروم نوشتهام ولی یک نکته که جنبه کاربرد روزنامهنگاری دارد را گذاشتم برای اینجا؛
دکتر شکرخواه در کتاب خبر در بخش مربوط به خبرهای فرآیندمدار و رویدادمدار اینطور طرح مسئله میکنند: "زبیگنیو برژینسکی نظریهپرداز آمریکایی در امور بینالملل، سالها پیش در ضمن یک سخنرانی در باشگاه مطبوعات واشنگتن به خبرنگاران گفت: من مطمئن هستم که شما برای پوشش خبری این جلسه صرفًا بر چند خبر محض (سخت خبر) تکیه خواهید کرد و نه آن موضوع اصلی که بر آن تکیه و تأکید کردم و از این نحوه پوشش خبر از فلسفة پخش خبر در آمریکا ریشه می گیرد. برداشت آمریکایی از خبرها تأکید بر حقایق نامتشابه است زیرا که خود کلمه یعنی تازهها، و لذا در آن بر ارتباط متقابل اشیا و پویایی و نیروهای تاریخی آن تأکید چندانی نمیشود."
و بعد میآورند:" برژینسکی با طرح این مسأله، عملاً به یک ضعف بزرگ شیوه پوشش خبرها در آمریکا اعتراف میکند. او در حقیقت این نکته را مطرح مینماید که خبر نه تنها رویدادها، بلکه باید فرایندها را هم دربرگیرد."
به نظرم ارزش شهرت وقتی میتوانست بهخوبی در خدمت اطلاعرسانی در مورد کنفرانس خاص نباشد که رویکرد فرآیند محور در انتشار اخبار مورد توجه قرار میگرفت و نه رویکرد رویدادمحور. آنچه در مصداق مورد بحث من و علی اتفاق افتاده اما تنها رویکردی ویدادمحور است. برای یک رویکرد رویدادمحور هم چه زمانی مناسبتر از یکی دو هفته این سو و آن سوی کنفرانس و چه آدمهایی مناسبتر از روزنامهنگارها که لااقل چگونگی روایت سخت و نرم از یک رویداد را میشناسند وگرنه کار میانمدت در مورد اطلاعرسانی قاعدتاً باید با تمرکز روی فرآیند باشد و تنها رویداد را در بر نگیرد.
Posted by mehdi ahmadi at
02:18 PM |
comment(s)(0)
سایت مرکز مطالعات و تحقیقات رسانهها محتوای CD آموزش خبرنگاری را منتشر کرده و میتوانید در دو قسمت( اینجا و اینجا) دو فایل PDF حاوی مطالب را دریافت کنید(که البته حجم اولی برای مودمهای 56kکمی زیاد است). برای بازکردن فایل هم حتماً باید فوت Zar داشته باشید که این روزها چندان فونت مرسومی نیست. فونت را هم مثلاً از اینجا دریافت کنید. من فعلاً در این مجموعه در حال گیج زدن هستم و نمیدانم چرا این دوستان خوب لااقل یک ایندکس برای هر فایل تهیه نکردند که آدم مباحث مختلف را گم نکند و آنقدر گیج نزند. تصور کنید آدم بین 255 صفحه مطلب بدون فهرست و ایندکس چطور باید راه خانهشان را پیدا کند. منطقاً توی CD نباید از این مشکلات باشد....
Posted by mehdi ahmadi at
01:57 PM |
comment(s)(0)
آیا وبلاگنویس روزنامهنگار است؟
هموطن سلام در مطلبی با همین عنوان به بیان وجوه تفارق و اشتراک وبلاگنویسی و روزنامهنگاری پرداختهاست.مثلاً:
" پیش از این روزنامهنگاران به سراغ شاهدان عینی می رفتند تا واقعیات را از زبان آنها بشنوند. حالا این خود شاهدان عینی هستند که واقعیات را بیان میکنند... "
"میگویند وبلاگ نویسی شکل جدیدی از روزنامهنگاری است که در قالب آن عده زیادی از افراد در مورد موضوع واحدی اظهارنظر میکنند و در نتیجه هزاران هزار گیگابایت اطلاعات به صورت مکتوب در یک حوزه خاص تولید میشود."
"میگویند برخی وبلاگهای خاص در حوزه رسانهای و مطالعات فرهنگی را میتوان در حوزه روزنامهنگاری جای داد. اما وبلاگهایی که با هدف تبلیغات و فعالیتهایی تجاری راهاندازی میشوند به حوزه روزنامهنگاری تعلق ندارند."
" اگر ما تعریف سنتی روزنامهنگاری را در نظر بگیریم که متضمن گزارش منصفانه، دقیق، متعادل و مستقل اطلاعات است؛ وبلاگ نویسی روزنامهنگاری محسوب نمیشود."
---------------------------------------------------------------------------------
اما واقعاً آیا وبلاگنویس روزنامهنگار است؟
پاسخ من: هم بله و هم نه؛ نه چون آنطور که گفته شده وبلاگنویسی با تعریف سنتی روزنامهنگاری نمیخواند، اما مگر همه آنچه این روزها در ظرف رسانه ریخته میشود با معیارهای روزنامهنگاری میخواند؟ مگر آنچه در رسانههای مختلف منتشر میشود، مطالبی خاص در حوزه رسانه و مطالعات فرهنگیاند که حالا بلاگرهای این حوزه خاص روزنامهنگار باشند و مابقی نه؛ و مگر در رسانهها تبلیغات و فعالیتهای تجاری در پوست خبر و گزارش منتشر نمیشوند که حالا تعریف روزنامهنگاری شامل این دسته وبلاگها نشود.
من البته معتقدم نگاه این گونه به وبلاگها گاهی آدم را به اشتباه میاندازد و معتقدم باید تفاوت وبلاگنویسی و روزنامهنگاری را در عرصه دیگری جست. نه از لحاظ تعریف وظایف بلکه از لحاظ تعریف این دو به مثابه حرفه. روزنامهنگاری حرفهاست و وبلاگنویسی نه؛
عزیزی میگفت وبلاگ مثل قرار سر کوچهاست. نوشتن در وبلاگ مثل حرف زدن با دیگران و مثلاً مگر ما انجمن صنفی حرفزنان ایران داریم که انجمن صنفی وبلاگنویسان داشتهباشیم. یا مثلاً به دنبال قیاس حرف زدن با سخنوری هستیم که دنبال قیاس رسانهای مثل وبلاگ با رسانههای دیگر باشیم.
اما بله وبلاگنویسی هم روزنامهنگاریاست. در واقع میتواند آن چیزی باشد که به روزنامهنگاری عمومی شهرت دارد. زمانی استاد فلسفهام میگفت وجه شباهت فلسفه ارسطو و کانت این است که هر دو در نام فلسفهاند ولی تفاوتهای ماهیتی با هم دارند. حالا وجه تشابه این دو نوع روزنامهنگاری هم در نام آنهاست. وبلاگنویسی روزنامهنگاری عصر جدید است. عصری که در آن همه چیز از فرستنده تا گیرنده، بستر، کانال و پسفرست، و خود پیام تغییر ماهیت دادهاند و کارکرد سابق را ندارند. به همین جهت در تحلیل روزنامهنگاری عمومی نمیشود، دنبال این بود که جنس این روزنامهنگاری تحقیقیاست یا توصیفی یا تشریحی.
خوب حالا اگر واقعاً فضایی که همه چیز در آن تغییر ماهیت دادهاند؛ همهگیر شود آیا میتوان همان کارکردهای گذشته را از روزنامهنگاری طلبید. مثلاً در چنان فضای همهگیری میتوان خبرهای دیروز را امروز منتشر کرد و 24 ساعت منتظر نشست تا خبرهای امروز را در نسخه فردا به مخاطب داد. به نظرم تنها شانس روزنامهنگاری سنتی هم این است که از پیش ار فراگیر شدن چنان فضایی خود را ترمیم و بازتعریف کند. هرچند که واقعاً رقیب روزنامهنگاری سنتی وبلاگنویسی نیستند. رقیبشان بهقول دکتر شکرخواه سایتهایی مثل گوگل و یاهو هستند که به مخاطبان خود اجازه دریافت گزینشی خبرها را میدهند و البته نوع دیگری از روزنامهنگاری که روزنامهنگاری مشارکتی خوانده میشود و نمونهاش همین پدیده "ویکی"
در مصاحبهای دکتر شکرخواه این جرقه را زد که چرا CNN با آن دم و دستگاه عظیمش، CNNi را دارد. یا آن هشدار مرداک که رویکرد به رسانههای آنلاین را به مردانش توصیه کرده بود. سؤالم این است که این حرفها هشدار جدی به روزنامهنگاری سنتی نمیدهد؟؟؟
Posted by mehdi ahmadi at
02:43 PM |
comment(s)(0)
برگزاری یک کنفرانس و عصای دست
علی پسر خوشتیپ سایت، به برگزاری کنفرانس روابط عمومی الکترونیک پرداختهاست اما نکته مهمی که در نوشته علی در این باره هست روش او در تحلیل این پدیدهاست. به نظر من جواب بسیاری از سؤالات در این روش نگاه خفتهاست. پدیدهها را[خواه ارتباطی یا غیرارتباطی] با عینک ارتباطات دیدن و با متر معروف ارتباطات یعنی که؟ چه؟ کجا؟ کی؟ چرا؟ و چگونه؟ سنجیدن.
معصومه معمولاًشاکیاست که چرا تقریباً پاسخ هر سؤال را در یک مدل ارتباطی میجویم. سادهاست مگر این شش عنصر همان عناصری نیستند که عصای دست ما برای گزارش هر رویداد و تحلیل آن هستند؟؟! یک ایده میتواند نگاه به همه پدیدهها با عینک ارتباطات باشد.
Posted by mehdi ahmadi at
01:25 PM |
comment(s)(0)
تا آنجا که به یاد دارم(سوءاستفاده نکنید، آنقدرها هم ضعف حافظه ندارم) در منابع خبری چیزی درباره لید پسزمینهای نخواندهام[لااقل در منابع متعارف روزنامهنگاری علاوه بر لیدهای معمول(که بر اساس عناصر ششگانه خبری تنظیم میشوند) لیدهای نقلی، قیاسی، متراکم، پرسشی، فهرستی، عمقی وساده، توصیفی، تمثیلی، غیرمتعارف و تاریخچهای ذکر شدهاند که هیچکدام با این نمونهای که من لید پسزمینهای میخوانم شباهت ندارند] و جستجوی اینترنتیام هم بینتیجه بوده؛ کشف این نوع جدید را هم به حساب من نگذارید(من که دیرینهشناس نیستم) اما تازگی از این نوع لیدها هم به پستم میخورند. مثالش را هم از دوستان خودم در خبرگزاری میراث میآورم که به کسی بر نخورد.
تیتر: دومین آتشکده سبزوار کشف شد
لید: "آتشکده میرمظفر برسر راه شاهی، دومین آتشکده شناسایی شده در سبزوار پس از آتشکده آذربرزین مهر است."
گمان میکنم اگر من که تازه خبرنگار خوبی هم نیستم این خبر را نرمخبر تنظیم میکردم به شکلی در پاراگراف دوم یا سوم از اطلاعات این جمله استفاده میکردم؛ یا اگر به سنت هرم وارونه وفادار میماندم، قاعدتاً پاراگراف آخرم بود که معمولاً در صفحهبندی حذف میشد.[نتیجه اخلاقی هم اینکه هم کشف جدیدی الزاماً خوب نیست]
------------------------------------------------------------------
پس از تحریر: خوب ضعف حافظهام ظاهراً زود رو افتاد! دکتر شکرخواه مرا به صفحه 54 کتاب ارزشمند خبر ارجاع دادهاند و لید دارای پس زمینه؛ البته در همان صفحه از کتاب نمونههای دیگری از لید معرفی شده لید مبتنی بر نقل قول(یا به قول بعضی نقلی)، لید متعارض(یا بهقولی قیاسی)، لید غیرعادی(یا غیرمتعارف) و همین لید دارای پسزمینه که همان چیزیاست که در برخی منابع لید تاریخچهای هم خواندهاند.
به هر حال منظور من از لید پسزمینهای نه دقیقاً آنچه که دکتر شکرخواه اشاره کردهاند که کنایهای به مثال بالا بود، لیدی که در آن خبرنگار ذهن خواننده را قبل آنکه به سمت آتشکده میر مظفر برود، به سمت یک اطلاع پسزمینهای ساده کشانده؛ نه از آن دست که: " اپل تسلیم سونی شد؛ سه ماه پس از ای پاد" و نه از آن دست که " small is dutiful" بازهم از دکتر شکرخواه متشکرم.
Posted by mehdi ahmadi at
05:13 PM |
comment(s)(0)