هميشه متنها شيرينتر از حاشيهها هستند و من اين را يكبار چند سال پيش براي دوستي كه به حاشيهپردازي خوش داشت نوشتم. اگرچه من خودم سبك و سياق اين كافه را در حاشيه يكي از همين حاشيهرويها سامان دادم و اين وسط معصومه شاهد است كه روزي يكي از همين حاشيهرويهاي دوست حاشيهپردازمان در طعنه استاد حاشيهنشين ما باعث شد متن نوشتههايش را دقيقتر بازخواني كنم و با فاصله گرفتن از دو سه تجربه وبلاگيام به بازخواني ارتباطات بنشينم، كاري كه حاصلش همين كافهسايبر وبلاگ بازخواني ارتباطات شد. و حالا خود معصومه شاكياست كه چرا من يكي كه به حضور معلمانه او را در زندگي چند سال اخيرم همواره پشتگرم بودهام و از آن بيشتر در زندگي آنلاينم از او فراگرفتهام، چيزي درباره طعنههايي كه نثار استاد آنلاينم ميشود نمينويسم.
گفتم هميشه متنها از حاشيهها شيرينترند و من خوش نداشتم كه اينجا را اسير حاشيه كنم حرفهامان را از زبان هم شنيدهايم چه از زبان علي سيد آبادي كه "جرا خیال می کنیم همه باید مثل ما باشند تا مورد قبولمان باشند ؟ " يا از زبان ديگران و ديگران و ديگران و ديگران و ديگران و البته نيكآهنگ كه منشأ خير شد و عزم همه را جزم كرد براي دفاع، نه دفاع از شكرخواه كه دفاع از وبلاگنويسي مبتني بر متن در مقابل يكسره حاشيه رفتن.
حرفهامان را از زبان هم شنيديم اما كاش همان دوست حاشيهپردازمان يكبار براي هميشه با مخاطبان خود رو راست بود كه هدفش از اين حاشيهپردازيها و از به اين در و آن در زدنهاي بيحاصل چيست؟
درست گفته ندا استاد آنلاينمان "از این درود و بدرودها ، هورا کشیدن و فحش نامه های وبلاگی و غیروبلاگی ... دل خوشی ندارد" پس اين بگذاريد اين نوشته را با جملههايی از خودش به پايان ببرم كه نه دفاع از خود، كه دفاع از يك نگاه است "من می نويسم آنها می پذيرند که گزاره فضای هايپرتکست نيست.... فضاي وب، فضاي آزاد است و هر كس امکان اظهار نظر دارد و اين بزرگترين تفاوت اين فضا با ساير گفتمان هاست. تنها نكته اين است كه با تكيه بر آزادي بيان، آزادي ديگران را در پذيرش يا رد نظراتمان به گروگان نگيريم و به قاعده كنكور ايده ها كه قاعده فراگير فضاي وب است پايبند باشيم و فراموش نكنيم كه در هر انساني چيزهايي براي آموختن هست و در آن لحظات همه شاگرد هستيم."
Posted by mehdi ahmadi at
05:50 AM