بعد از تجمع ديروز در دانشكده و صحبتهاي دكتر معتمدنژاد و دكتر فرقاني برخي از دوستان اميدوار شدند به حل مشكل دكتر نمكدوست و بازگشت ايشان به هيئت علمي و بعضي هم اعلام كردند تا بازگشت دكتر نمكدوست همچنان به اعتراض آرام خود ادامه ميدهند. من اما فكر ميكنم اگر قرار باشد كه متن حذف دكتر از هيئت علمي را در فرامتن حذف كساني چون دكتر مرديها از هيئت علمي علامه قرار دهم، چندان نبايد به فرجام كار خوشبين بود.
يكي دو نظريه ضمني و ناخوشايند در اين باره هست كه يكي تأكيد دارد بر خوابي كه براي حداقل 12 استاد ديگر دانشگاه علامه ديده شده و گفته ميشود اين آغازياست بر برنامه حذف 150 استاد دانشگاه كه عمدتاً در دوران اصلاحات به عضويت هيئت علمي درآمدهاند يا گرايشهاي اصلاحطلبانه دارند. فرضيه ناخوشايند ديگر تأكيد دارد بر خوابي كه اساساً براي تعطيلي موجه دانشكده ارتباطات ديده شده و محدودسازي آموزش روزنامهنگاري در ايران. اين فرضيه ناخوشايند شواهدش را در اين باز مييابد كه هم دكتر نمكدوست و هم دكتر مرديها روزنامهنگار بودهاند و از سوي ديگر دانشكده ارتباطات علامه هم براي استقلال واقعي نياز به تكميل هيئت علمي مجرب دارد.
البته دكتر معتمدنژاد ديروز گفت علاوه بر بازگشت دكتر نمكدوست، مقدمات عضويت كساني چون دكتر شكرخواه و دكتر محكي هم در هيئت علمي دانشكده ارتباطات فراهم آمده و به زودي شاهد حضور چهرههايي اينچنيني نيز خواهيم بود. دكتر فرقاني هم ديروز به برخي دانشجويان معترض گفت كه بهار 85 مقارن با سيو پنجمين سالگرد حضورش در اين دانشكدهاست و مسلماً بيشتر از آنها نگران وضعيت دانشكده ارتباطات خواهد بود. اميدورام هيچيك از آن فرضيههاي ناخوشايند درست نباشد.[اميد كه ميشود داشت، نه؟؟!]
Posted by mehdi ahmadi at
10:43 AM