وقتي من خبر بدي تنظيم ميكنم، ميشود حدس زد كه آنچه را درباره خبرنويسي به من آموزش داده شده، خوب فرانگرفتهام. اما وقتي معلم من خبري را خوب تنظيم نكند چه؟
ندا با اشاره به خبر كلاسهاي آموزشي مركز مطالعات سايبر، به اين نكته اشاره كرده كه "نگاه نکنید که در این دو پاراگراف خود مرکز، دست کم 8 غلط ویرایشی و ادبی وجود دارد. انشاءالله خبرش را استادانی که قرار است درس دهند ننوشتهاند."
كم يا زياد غلطهاي ويرايشي و نگارشي اين خبر با خود شما. قبلاً هم نوشته بودم كه مثلاً جايي مثل مركز مطالعات رسانهها كه متولي آموزش خبر و خبرنويسي به بسياري از همكاران ماست نبايد خبرهاي تنظيمياش فاصله نجومي با آنچه در خبرنويسي آموزش ميدهد، داشته باشد.
البته هنوز سرفصلهاي دوره آموزشي مركز مطالعات روزنامهنگاري سايبر اعلام نشده كه ببينيم قرار است در مورد خبر و خبرنويسي بهويژه در وب هم چيزي به شركتكنندگان آموزش داده شود يا نه.
ولي به هر حال، خبر تنظيمي ميتواند معياري از توجه تنظيمكننده خبر به معيارهاي خبرنويسي باشد.
همان طور كه نحوه اطلاعرساني هم ميتواند بيانگر نوع نگرش اطلاعرسان به اطلاعرساني باشد. ما كه بهعنوان متوليان پيام و رسانه، براي انتقال پيامهامان به رسانهها متوسل ميشويم، بايد در استفاده از رسانه و انتقال پيام نشان دهيم كه چقدر از رسانه و پيام شناخت داريم. چون جنس چيزي كه ارائه ميكنيم و روش ارائه ما، ميتواند نشاندهنده تسلط ما به آن مقوله باشد. درست مثل آشپزي كه غذايي كه ارائه ميدهد نشانگر درك او از آشپزياست و نه كلاسي كه برگزار ميكند.
ببخشيد! اين قدر نميخواستم منفيبافي كنم، خود تأسيس مركز مطالعات سايبرژورناليسم، اقدام خوبياست، نفس برگزاري اين كلاسها هم بسيار خوب است. اميدوارم نتيجه اين دوره هم خوب باشد.
Posted by mehdi ahmadi at
01:19 PM