حتماً بايد بگويم چقدر دوستش داشتم. خودش، شعرهايش، طنزي كه در كلماتش و در نگاهش پنهان و پيدا بود.
خودش گفته بود[حالا نه 38 سال قبل سال 1347]:
عيادت
مرگ از پنجره بسته به من مي نگرد
زندگي از دم در
قصه رفتن دارد
روح ام از سقف گذر خواهد كرد
در شبي تيره و سرد
تخت حس خواهد كرد
كه سبك تر شده است
در تن ام خرچنگي است
گه مر مي كاود
خوب مي دانم من
كه تهي خواهم شد
و فرو خواهم ريخت
توده زشت كريهي شده ام
بچه هاي ام از من مي ترسند
آشنايان ام نيز
به ملاقات پرستار جوان مي آيند...
اينها را آن روزها گفته بود و حالا در ميانمان نيست! شايد رفته تا دل پارهاش را به نسيم سحري بفروشد.
آي نسيم سحري! يه دل پاره دارم چند ميخري؟
Posted by mehdi ahmadi at
02:35 PM |
comment(s)(14)
دوره فراگير آموزش روزنامهنگاري
مركز آموزش روزنامه همشهري در اولين گامهاي خود، دو كار درخور توجه و تقدير كرد. يكي برگزاري نشست تعاملي روزنامهنگاري آنلاين كه گرچه هنوز گزارش جامعي از بحثهاي طرحشده در آن نشست مخابره نشده اما يكي دو گزارش كوتاه خوب از آن كار شد كه بخصوص حرفهاي دكتر شكرخواه و دكتر عاملي در اين نشست قابل توجه و تأمل چندبارهاند.
يكي هم دوره فراگير آموزش روزنامهنگاري، كه در اين چند روز كه از اعلام برگزاري آن گدشته، دستكم بين بچههاي كه هميشه دنبال نوع متفاوتي از برخورد با آموزش روزنامهنگاري در ايران بودهاند به شدت مورد توجه قرار گرفته و روزي نيست كه كسي از اين دوستان از من سراغ نگيرد كه اين دوره چيست و چطور برگزار ميشود.
حالا خبر خوب به اين دوستان اينكه جزئيات ثبتنام و اعلام آمادگي براي شركت در اين دوره فردا در روزنامههمشهري اعلام ميشود. براي اينكه دردسرتان كم شود نشاني را هم كامل ميگويم: همشهري فردا چهارشنبه، صفحه شش.
اينها همه اما به همت استاد خوبمان دكتر نمكدوست است كه چند وقتياست مسئوليت آموزش را در همشهري بهعهده گرفته و با لطفي كه دوستان دانشگاه علامه در حق ايشان داشتند!، حالا فرصت اين را دارند كه به آموزش كاربرديتر از روزنامهنگاري بپردازند. نوع متفاوتي از آموزش
Posted by mehdi ahmadi at
12:01 AM |
comment(s)(0)