مطبوعات و امنيت ملي
همشهري آنلاين: سردبيران دو روزنامه بزرگ آمريكايي[لوسآنجلس تايمز و نيويورك تايمز] در مقالهاي مشترك به اين پرسش اساسي پرداختهاند كه آيا آزادي بيان در زمان جنگ با امنيت ملي مغايرت دارد؟ >>بيشتر
Posted by mehdi ahmadi at 03:15 PM | comment(s) (0)
link | July 1, 2006 02:52 PM
كجا قرار داريم؟
سؤال: در مقايسه با روزنامه نگاري آنلاين در خارج از مرزهاي ايران كجا قرار داريم؟
پاسخ: در آكادمي هاي دنيا هم مقاومت هايي در برابر تغيير وجود دارد. سال 2000 در آمريكا واحد HTMLنويسي اضافه شد، دانشگاه بركلي هم الان واحد وبلاگ گذاشته است. اما وضعيت ما با آنها خيلي متفاوت است. تجارب آنها در حوزه وب به مراتب بيشتر از ماست و اگر پهناي باند و سرعت دسترسي ما در ايران بالا برود، شايد بيشتر بتوانيم پتانسيل هاي خود را نشان بدهيم. مثلا استفاده از صوت، تصوير، فيلم،گرافيك خبري، نقشه و ... به خاطر محدوديت پهناي باند در ايران امكان ندارد...[از مصاحبه ميراث خبر با دكتر شكرخواه، سردبير همشهريآنلاين]
Posted by mehdi ahmadi at 02:52 PM | comment(s) (0)
link | July 1, 2006 01:19 PM
خبرنويسي مثل آشپزي
وقتي من خبر بدي تنظيم ميكنم، ميشود حدس زد كه آنچه را درباره خبرنويسي به من آموزش داده شده، خوب فرانگرفتهام. اما وقتي معلم من خبري را خوب تنظيم نكند چه؟
ندا با اشاره به خبر كلاسهاي آموزشي مركز مطالعات سايبر، به اين نكته اشاره كرده كه "نگاه نکنید که در این دو پاراگراف خود مرکز، دست کم 8 غلط ویرایشی و ادبی وجود دارد. انشاءالله خبرش را استادانی که قرار است درس دهند ننوشتهاند."
كم يا زياد غلطهاي ويرايشي و نگارشي اين خبر با خود شما. قبلاً هم نوشته بودم كه مثلاً جايي مثل مركز مطالعات رسانهها كه متولي آموزش خبر و خبرنويسي به بسياري از همكاران ماست نبايد خبرهاي تنظيمياش فاصله نجومي با آنچه در خبرنويسي آموزش ميدهد، داشته باشد.
البته هنوز سرفصلهاي دوره آموزشي مركز مطالعات روزنامهنگاري سايبر اعلام نشده كه ببينيم قرار است در مورد خبر و خبرنويسي بهويژه در وب هم چيزي به شركتكنندگان آموزش داده شود يا نه.
ولي به هر حال، خبر تنظيمي ميتواند معياري از توجه تنظيمكننده خبر به معيارهاي خبرنويسي باشد.
همان طور كه نحوه اطلاعرساني هم ميتواند بيانگر نوع نگرش اطلاعرسان به اطلاعرساني باشد. ما كه بهعنوان متوليان پيام و رسانه، براي انتقال پيامهامان به رسانهها متوسل ميشويم، بايد در استفاده از رسانه و انتقال پيام نشان دهيم كه چقدر از رسانه و پيام شناخت داريم. چون جنس چيزي كه ارائه ميكنيم و روش ارائه ما، ميتواند نشاندهنده تسلط ما به آن مقوله باشد. درست مثل آشپزي كه غذايي كه ارائه ميدهد نشانگر درك او از آشپزياست و نه كلاسي كه برگزار ميكند.
ببخشيد! اين قدر نميخواستم منفيبافي كنم، خود تأسيس مركز مطالعات سايبرژورناليسم، اقدام خوبياست، نفس برگزاري اين كلاسها هم بسيار خوب است. اميدوارم نتيجه اين دوره هم خوب باشد.
Posted by mehdi ahmadi at 01:19 PM | comment(s) (0)
link | June 25, 2006 11:33 PM
Posted by mehdi ahmadi at 11:33 PM | comment(s) (4)
link | June 25, 2006 12:33 AM
چك ليستي براي روزنامهنگاران
چقدر مطمئنيم كه در كار روزنامهنگاري، جانب انصاف و دقت و درستي را رعايت ميكنيم؟ اميد پارسانژاد چكليستي به ما ارائه كرده، شامل 20 پرسش كه جامعه روزنامهنگاران حرفهاي آمريكا براي سنجش درستي و دقّت مطالب ژورناليستي پيشنهاد كردهاست. مرور كنيد...
Posted by mehdi ahmadi at 12:33 AM | comment(s) (3)
link | June 24, 2006 01:06 AM
Posted by mehdi ahmadi at 01:06 AM | comment(s) (2)
link | June 16, 2006 06:03 PM
خبرهاي خوش در آستانه 50 سالگي
خبرهاي خوش ارتباطات را همچنان بايد از دكتر توكلي جست. دكتر توكلي كه همين روزها سيامين سال بيستسالگياش را جشن ميگيرد، خبر خوش ديگري را به علاقهمندان ارتباطات نويد داده.
او در وبلاگش سربسته گفته كه:«"همشهري" هاي ما اين روزها پيشبيني مي كنند: توپ جام جهاني تا قبل از اتمام بازيها به نقطه ( دات) مبدل ميشود.»
ما كه در مورد اين خبر خوش اظهار نظر نميكنيم و كپيرايتش را براي خود دكتر توكلي محفوظ ميدانيم. ولي از همين جا و در فضاي مجازي: تولدتان مبارك آقاي توكلي!
پ.ن.: كاش محمد كه بايد به داشتن چنين پدري مفتخر باشد، بيشتر در مورد پدرش مينوشت.
Posted by mehdi ahmadi at 06:03 PM | comment(s) (0)
link | May 23, 2006 02:33 PM
توقيف موقت ايران
روزنامه ايران به استناد به تبصره ماده 12 قانون مطبوعات و براساس بند 5 ماده 6 قانون مطبوعات با رأي اكثريت اعضاي هيئت نظارت بر مطبوعات توقيف شد. وزير كشور هم گفته "كاريكاتوريست اين روزنامه امروز بازداشت ميشود."
ماجرا ظاهراً برميگردد به اعتراضهايي كه در پي انتشار يك كاريكاتور عليه روزنامه شده ولي اصطكاكهايي كه در چندماه اخير بين مسئولان ارشاد و خبرگزاري ايرنا بر سر معرفي مديرمسئول اين مؤسسه پيش قطعاً در اين تصميم ناگهاني مؤثر بودهاست. بيشتر در اين باره خواهم نوشت.
Posted by mehdi ahmadi at 02:33 PM | comment(s) (0)
link | May 6, 2006 07:14 PM
کلاس فشره تیترنویسی با حسین قندی
دفتر مطالعات توسعه رسانه ها سه کارگاه آموزشی در نمایشگاه امسال تدارک دیده که اولین شان تیترنویسی، امروز با حضور حسین قندی برگزار شد.
دو کارگاه دیگر یکی عکاسی خبری و دیگری صفحه آرایی در مطبوعات است که به ترتیب روزهای دوشنبه و چهارشنبه از ساعت 10:30 تا 12:30 با حضور محمود عبدالحسینی و محمود مختاریان برگزار می شود.
Posted by mehdi ahmadi at 07:14 PM | comment(s) (0)
link | May 3, 2006 07:21 PM
ويژه نماشگاه مطبوعات
صفحه ويژه نمايشگاه مطبوعات خبرگزاري ميراث قرار است با يك عالمه مطلب خوب از آدمهاي معتبر و سرشناس حوزه مطبوعات در طول جشنواره سيزدهم سهمي در اين اتفاق بازي كند. خبرهايش هم اصولاً بايد داغ داغ باشد؛ چون قرار است در مدت نمايشگاه از همانجا آپ شود.
فعلاً يك مصاحبه با حضرت استاد قاضيزاده داشته باشيد، بقيهاش طلبتان!
Posted by mehdi ahmadi at 07:21 PM | comment(s) (0)
link | March 8, 2006 03:35 PM
مجلات اينترنتي گردشگري
قزوين زير سايه عقابها عنوان نخستين مجله ويژه ايرانگردي ميراث خبر است. ميراث خبر از چندي پيش تصميم به انتشار دو مجله اينترنتي ويژه گردشگري گرفت كه نخستين آنها ايرانگرد ويژه گردشگري داخلي است و در اين شماره به موضوع قزوين اختصاص يافتهاست. در مجلات گردشگري ميراث خبر قرار است در يك بسته مجلهاي ماهانه با همه چيز در مورد يك مقصد گردشگري داخلي يا خارجي آشنا شويم. اولين شماره جهانگرد هم به زودي با موضوع مالزي منتشر ميشود. تجربه مجلات اينترنتي خاص تجربهاياست كه به اين شكل شايد تا كنون مورد توجه نبودهاست. دوستاني كه در يكي دو ماه گذشته به دنبال تحولات تازه در ميراث خبر ميگردند اين دو مجله را با همين نگاه ميتوانند دنبال كنند.
مرتبط:
* ميراث خبر منتشر كرد: ايرانگرد؛ ويژه قزوين و الموت
Posted by mehdi ahmadi at 03:35 PM | comment(s) (5)
link | February 19, 2006 12:26 PM
چگونه ليد بنويسيم؟
دكتر شكرخواه پاسخ ده ليدنويس برگزيده را به اين سؤال در وبلاگش آورده بود و حالا به همت يكي از دوستان اين پاسخها ترجمه شده و در سايت علوم ارتباطات قرار دارد.
ليد بعد از تيتر ويترين نوشته محسوب ميشود و نقش مهمي در ترغيب خوانندگان به دنبال كردن داستان خبر يا گزارش دارد. در واقع ليد چكيده رويدادي است كه از آن خبر يا گزارش تهيه شده است. شرح ماجرا در قالب موثرترين و كمترين كلمات هنر و فني است كه به آن ليدنويسي اطلاق ميشود. در همين رابطه نظر چند نفر از برگزيدگان اين فن كه در سالهاي اخير به عنوان روزنامهنگار برجسته معرفي شدهاند، آورده شده است.>>> ادامه
Posted by mehdi ahmadi at 12:26 PM | comment(s) (0)
link | January 16, 2006 01:56 PM
روزنامهنگاري تخصصي
سايت مركز مطالعات و تحقيقات رسانهها از انتشار كتاب روزنامهنگاري تخصصي، تأليف استاد خوبمان حسين قندي خبر داد. اين كتاب با دو هدف ارتقاي دانش تخصصي روزنامهنگاران و توجه بيش از پيش به مقوله اقتصاد نشريات بهعنوان يكي از عوامل ماندگاري مطبوعات تأليف شدهاست. مطالعه اين كتاب به تمامي دانشجويان رشته روزنامهنگاري، گرافيك مطبوعات و تمامي علاقمندان به روزنامهنگاري پيشنهاد شدهاست.
"روابطعمومي دفتر مطالعات و توسعه رسانه ها گفت: كتاب روزنامهنگاري تخصصي در چهار فصل منتشر شده است، فصل اول به تاريخچه روزنامهنگاري در جهان و ايران، فصل دوم به تخصص رورنامهنگاري و روزنامهنگاري تخصصي، فصل سوم به تقسيمبندي در انواع نشريات تخصصي و فصل چهارم به گرافيك مطبوعات تخصصي و عناصر صفحهآرايي اختصاص دارد"
قبلاً درباره شيوه تنظيم خبر در مركزي كه متولي آموزش خبرنويسي هم هست و بسياري روزنامهنگاران جوان دورههاي خبرنويسي را در اين مركز گذراندهاند، نكته كوچكي آورده بود و اين پاراگراف بالا را باز بهعنوان شاهدي بر همين ماجرا عيناً نقل كرد.
به اصل ماجرا كه برگرديم، خوشحالم كه يك متن آموزشي خوب ديگر از يك روزنامهنگار با تجربه و كاركشته كه معلم بسياري از دوستان روزنامهنگار در خبرنويسي و روزنامهنگاري بودهاند به ادبيات اين رشته در زبان فارسي افزوده شد.
Posted by mehdi ahmadi at 01:56 PM | comment(s) (0)
link | January 15, 2006 02:03 AM
از اين دست تكنولوژي ايراني!
همان تكنولوژي ايراني شده Copy & Paste كه همهمان به فراخور دربارهاش نوشتهايم، شده موضوع گلايه كوپه شماره هفت. "...كسي به فكر حقوق مادي خبرنگاران بخصوص خبرنگاراني كه توي محيط اينترنت كار ميكنند نيست. توي اين مدت بارها خبرهايي از ما بدون ذكر منبع در مجلات و روزنامههاي مختلف منتشر شده است. بارها اعتراض كرديم اما كسي توجهي نكرده است. اين مشكل من نيست مشكل همه خبرنگاران سايبره...." خودتان ببينيد...
Posted by mehdi ahmadi at 02:03 AM | comment(s) (0)
link | January 13, 2006 09:40 PM
يك سؤال كلاسيك
براي شما چرخه خبر كي، از كجا و چطور آغاز ميشود؟ كمي روشنتر: شما از كي به فكر تعقيب خبر ميافتيد؟ بلافاصله پس از رويدادن يك اتفاق؟ يك سؤال كلاسيكتر: خبر هميشه از زمان رويدادن يك اتفاق شكلميگيرد؟ حتي اگر از پيش منتظر آن رويداد باشيم؟
محمدرضا نوروزپور به نوعي اين مسئله را به چالش كشيدهاست. او ميگويد: " فكر ميكنيد چه تعداد از تحريريههاي روزنامههاي ما تيترهاي خود را درباره اين خبر[مرگ احتمالي شارون] از قبل آماده كردهاند؟ چه تعداد از روزنامهها ميدانند به محض مردن شارون چه مطالبي را و با چه هدف و با چه محوري منتشر خواهند كرد؟" و ادامه ميدهد:"شك ندارم كه مطبوعات غرب همه ويژهنامههاي خود را از همين حالا آماده كردهاند. ممكن است شارون نميرد و مانند تكهاي گوشت باقي عمر خود را در بستر يا در ويلچر سپري كند اما رسانهها و مطبوعات نميتوانند ريسك كنند. چهار سال پيش وقتي فاش شد كه سيانان و برخي از رسانههاي ايتاليايي خود را براي مرگ پاپ ژان پل دوم آماده كردهاند، جنجالي به پا شد. اما اين يك حقيقت اجتنابناپذير است. شما بايد آمادگي داشته باشيد..."
به همان سؤال اولم برگردم: براي شما چرخه خبر از كي و كجا و چطور آغاز ميشود؟ يا به قول محمدرضا "شما براي مرگ احتمالي شارون چه تيتري انتخاب كردهايد؟ "
Posted by mehdi ahmadi at 09:40 PM | comment(s) (0)
link | December 18, 2005 05:40 PM
بگذاريم قطار به ريل اصلي بازگردد
بحث روزنامهنگاري حرفهاي همچنان در فضاي وبلاگي ادامه يافت و من حرفهاي زيادي مخصوصاً درباره برخي نوشتههاي سيدآبادي عزيز داشتم ولي به چند دليل موقتاً صرفنظر كردم.
يكي اينكه همان طور كه خود علي هم ميداند و اشاره كرده گمان ميكنم بحثها كمكم از روي ريل خارج شدند و به يك سري مصداقهاي پيش پا افتاده انجاميدند و ترس من ازآن بود كه دامنهدار شدن اين بحث به مصداقي شدن بيش از اندازه و يا منحرف شدن بيشتر آن بينجامد. چيزي كه از روز اول لااقل قصد من نبود. هنوز هم معتقدم همه آنها كه دغدغه روزنامهنگاري دارند خواه علي كه عمدتاً در آنسوي بحثها بود و چه من يا دوستان ديگري كه در اين سوي ماجرا بوديم در واقع در يك سو قرار دارند و سوي ديگر كه بايد همه آن را نشانه رويم، كساني هستند كه دغدغه روزنامهنگاري را ندارند و بيشتر نگاه ابزاري به اين حرفه دارند.
ديگر اينكه خلط ميان روزنامهنگاري سياسي و روزنامهنگاري حزبي هم چيزي بود كه اين بحثها رفته رفته به آن دامن ميزد و خوشبختانه در همان روزها دكتر شكرخواه وارد ميدان شد و به اين بحثها سويي مشخص داد.
چندان هم روي بحث استناد يا استدلال مكث نميكنم. ما ميتوانيم با الهام از يك منطق دكارتي براي هر نقطه شرايط خاص تعريف كنيم و بگوييم اينجا ايران است با اين آب و هوا و شرايط و طبعاً حرفهاي بودن در اين شرايط با فرانسه و انگليس و امريكا متفاوت است. اما يادمان نرود از اصولي صحبت ميكنيم كه از امريكا گرفته تا بوتسوانا به تعريف مشخص(و نه الزاماً يكسان رسيدهاند) ما كي و كجا بايد تعريف مشخص خودمان را از روزنامهنگاري و تفارق آن با ديگر شكلهاي كنش اجتماعي ارائه كنيم؟؟؟
خوب موافقيد بگذاريم آبها از آسياب بيفتند، و قطار به ريل اصلي بازگردد و دوباره بحث را شروع كنيم؟ خداوكيلي من يكي نگران اينكه اين قطار در كدام ايستگاه مرا پياده كند و چند ايستگاه در اين مسير پر پيچ و خم داشته باشد نيستم. فقط ميخواهم اين قطار روي ريل باشد...
-----------------------------------
اين يكي را هم بدون شرح از من قبول كنيد:
لوموند ديپلماتيك>>> پل نيزان، روشنفکر و جدلگرا
Posted by mehdi ahmadi at 05:40 PM | comment(s) (1)
link | December 6, 2005 11:06 AM
هنوز دامنه دارد...
فشار از پايين، چانهزني از بالا؛
چيزي كه از علي عزيز بيش از هرچيز ديگر ميپسندم، نگاه تبيينياش به بحث است. در نوشته اخيرش حرف و حديثهاي زيادي دارم و به گمانم اگر هم من و هم او كمي شفافتر و بيپيرايهتر بنويسيم ميبينيم كه حرفمان حرفي مشترك است. مسلماً نه من و نه او انديشه سياسي رادر روزنامهنگاري نفي نميكنيم و گمانم اگر دقيقتر نگاه كنيم هر دو انگيزه سياسي را هدف قرار دادهايم. چه از نگاه او اين انگيزه محافظهكاري و گريز از نقد قدرت باشد، يا از نگاه من بهرهكشي سياسي از رسانه و عضويت در كلوپ قدرت.
براي اين پديده هم چپ و راست و ميانه هر سه در يك طرف ماجرا قرار دارند و من و ماي روزنامهنگاري در طرف ديگر. گفتم كه حرف و حديثهاي زيادي هست ولي من الان در آستانه يك مسافرت چند روزهام. برگردم بيشتر، منسجمتر و دقيقتر به اين بحث ميپردازم.
Posted by mehdi ahmadi at 11:06 AM | comment(s) (2)
link | December 5, 2005 02:25 AM
هجرت از ركن چهارم
پدرم بهعنوان يك وكيل و حقوقدان به اين نكته اشاره داشت كه وقتي سخنگوي قوه قضاييه با حفظ سمت بهعنوان وزير دادگستري معرفي ميشود و هنوز سخنانش بيشتر بهعنوان سخنگوي قوه قضاييه انعكاس مييابد تا وزير دادگستري؛ در واقع خواه ناخواه شاهد تنزل جايگاه وزير دادگستري [كه بهعنوان عضوي از قوه مجريه حداقل نقشش رابط ميان قواي قضاييه و مجريه است] به سخنگوي قوه قضاييه هستيم. به نظرم اين نگاه نگاهي آسيبشناسانه به همان گزاره رايج در مورد تداخل قواست.
ممكن است دوستاني كه در بحث روزنامهنگاري و سياست به تمايزهاي ميان جامعه ما و جوامع توسعه يافتهتر اشاره ميكنند قرار گرفتن مطبوعات در جايگاه ركن چهارم و به عنوان قوه ناظر را هم در همان جوامع توسعه يافته صادق بدانند، اما در غير اين صورت اين سؤال مطرح است كه آيا هجرت روزنامهنگاران از ركن چهارم به ديگر قوا، با نگاهي آسيبشناسانه؛ مصداق ديگري از تنزل جايگاه نيست.
مسلماً من همچنانكه علي در اين يادداشت خود برشمرده، "اسطوره روزنامه نگار بیطرف قدیمی و منسوخ شده" ميدانم و آنچه در حرفهاي شدن روزنامهنگاري يا تبيينگري بهجاي تغييرگري ميگويم ناظر بر بيطرفي مطلق نيست چراكه مطلقانگاري تنها با پيشفرض محال ثابت ماندن همه شرايطي كه در آن كنش روزنامهنگاري روي ميدهد و تنها در ذهن يا بر روي كاغذ امكانپذير است. اما در عين حال به اين معتقدم كه نسبتي كه ميان روزنامهنگاري و سياست يا قدرت تعريف ميشود بايد بهگونه اي باشد كه تداخل قوا بهوجود نيايد. كه اگر چنين شود بايد به فكر قوه پنجمي بود كه رامونه به آن اشاره دارد:
"... پاسخ تنها آنست که بايد " قوه ي پنجم" را بوجود آورد. " قوه ي پنجمي" که به ما امکان دهد تا با يک نيروي مدني مردمي با ائتلاف جديد حاکم مقابله نمائيم. " قوه ي پنجمي" که نقش آن افشاء قدرت بي حد و حساب رسانه ها و گروه هاي عظيم ارتباط جمعي، يعني شرکاء و مبلغين روند جهاني شدن ليبرال، خواهد بود. اين رسانه ها که در برخي موارد، نه تنها از دفاع از حقوق شهروندان دست شسته اند، بلکه گهگاه در مجموع بر عليه مردم عمل مي کنند. مانند آنچه اکنون در ونزوئلا شاهد آن هستيم..."
روزگاري در همين كشور كه معتقديم شرايطي متفاوت از كشورهايي چون فرانسه و انگلستان دارد، به روايت تاريخ مطبوعات نشريهاي يافت نميشد يا كمتر نشريهاي يافت ميشد كه يك مقام رسمي پشت پرده آن باشد. آن روزگار آنقدر دور نيست. زماني حوالي دهه سي و چهل. امروز اما به روايت آمار موجود كمتر مسئول مملكتياست كه در نقش صاحب امتياز و مديرمسئول پشت پرده يكي از نشريات نباشد. خود علي عزيز روزنامههاي فراواني را در اين سالها ديده كه به همت يك نماينده مجلس، يك مدير اقتصادي يا سياسي و از اين دست برپا شدهاند.
قدري ساده كردن مسئلهاست اگر بگوييم اين دوستان تنها با هدف اطلاعرساني وارد اين عرصه شدهاند، روزنامه و روزنامهنگاري را تنها يك امكان خوب و پل واسط نديدهاند و دنبال اين نبودند كه از من و ماي روزنامهنگار بهعنوان يك عامل بسيج تودهها و اهرم فشار استفاده نكنند. گرچه من و ما صادقانه حتي نقش تبيينگر خود را در اين دست روزنامهها پي ميگرفتهايم.
باز قدري ساده كردن مسئلهاست كه بگوييم اين دوستان، اهالي ركن چهارم بودهاند و براي مدت مشخصي در غياب احزاب سياسي مستأجر ديگر اركان شدهاند ولي در همان مدت هم حيات خود را در ركن چهارم ادامه دادهاند.
اين وسط سؤالات زيادي هست كه شايد بايد از همان دوستان پرسيد و جواب شنيد اما سؤالي كه بايد از خودمان بپرسيم اين است كه تا چه حد گفتمان روزنامهنگاري و گفتمان قدرت از هم تأثر پذيرفتهاند. و من و ماي روزنامهنگار كه دغدغه تبيينگري يا تغييرگري را داريم تا چه اندازه گفتمان جايگزيني در برابر گفتمان حاكم و رايج در عرصه روزنامه نگاري ارائه كردهايم؟
Posted by mehdi ahmadi at 02:25 AM | comment(s) (0)
link | December 4, 2005 01:58 AM
بازيگران صحنه ژورناليسم
"... وضعيت فعلي ژورناليسم در ايران...در چارديواري سياست و معيشت و صداقت و خلاقيت گير كرده است و از هر طرف به شدت زير فشار است. گاه سياست با صداقت جمع نميشود، گاهي دغدغه معيشت پاي خلاقيت را ميبندد، گاهي پايبندي به صداقت راه خلاقيت را ميبندد، گاهي لوازم سياست مخل معيشت يا خلاقيت ميشود و گاهي ميل به خلاقيت يا بيم معيشت يا حتي هراس عدم صداقت مبناي پرهيز و گريز از سياست ميشود. در اين صحنه كه چهار بازيگر دارند بازيگر اصلي يعني ژورناليسم را با كشمكشهاي دراماتيك خود برخورد ميكنند، حالا پاي بازيگر جديد به نام «اخلاق حرفهاي» هم به ميان آمده كه ميخواهد هووي هر چهارتاي قبلي باشد. كار دشوار ميشود!..."
>>> مفهوم و مرزهاي ژورناليسم
Posted by mehdi ahmadi at 01:58 AM | comment(s) (1)
link | December 4, 2005 12:50 AM
دو روي يك سكه
بحث تازه به جاهاي خوبش رسيده و علي سيدآبادي، حرفهايش را از زاويه تازهاي بيان كرده. او معتقد است:"...در سرزمینی که ما زندگی می کنیم و در حرفه روزنامه نگاری مجاز به انتخاب بین سیاسی بودن و نبودن نیستیم ، چه بخواهیم و چه نخواهیم سیاسی هستیم . گاهی آن چه را که غیر سیاسی می نامیم ، توجیه نوعی محافظه کاری است و نوعی دوری از مسئولیت حرفه ای روزنامه نگاری ..." و ميپرسد: "...وقتی خبرنگاری به خاطر ترس از دست دادن منبع خبری اش که معمولا روابط عمومی نهاد های دولتی است ، خبر های منفی آن نهاد ها را پنهان می کند و خبر های مثبت را پوشش می دهد ، آیا برای حرفه ای شدن روزنامه نگاری کم تر از سیاسی بودن مشکل ایجاد می کند؟..."
من البته معتقدم اين هر دو، دو روي يك سكه هستند و چندان هم با بردن اين بحث پشت واژههاي ارزشيشدهاي مثل محافظهكاري و ... موافق نيستم و حرفهايم در اين مورد را پاي همان مطلب نوشتهام.
Posted by mehdi ahmadi at 12:50 AM | comment(s) (0)
link | December 3, 2005 10:30 PM
آقای شاعر و خبرنگاران
"... و ما خدا خدا میکنیم که هیچ کدام از دو مترجم عربی و فرانسوی این کلمات را برای آدونیس ترجمه نکنند. تنها تصور اینکه تو در بین آدمهایی نشسته باشی که هیچ کدام از شعرهایت را نخواندهاند و با کمال خونسردی قرار است درباره آن از تو سئوال هم بکنند تصور وحشتناک و ناآشناییاست. ضمن آنکه اینطور هم نیست. نباید هم باشد. حتی اگر ما تنبلترین خبرنگاران دنیا هم باشیم بزرگی اسم آدونیس آدم را وادار میکند نگاهی به شعرها و پیشینه ادبی او بیندازد. مترجمان چیزی نگفتهاند. نفس راحتی میکشیم و آخرین کلمات آدونیس را میشنویم..."
الهه خسروی> نوشتن نادیدنیها
Posted by mehdi ahmadi at 10:30 PM | comment(s) (1)
link | December 3, 2005 10:14 PM
آسيب شناسي چرا حرفهای نيستيم
سميرا در وبلاگش به 9 عامل اثرگذار بر اينكه "چرا حرفهاي نيستيم" اشاره كرده. اين 9 عامل حاصل تحقيقي از آستاد قاضيزاده است.
Posted by mehdi ahmadi at 10:14 PM | comment(s) (3)
link | December 3, 2005 10:39 AM
حرفه: روزنامهنگار
بحث درباره اصول حرفهاي روزنامهنگاري قدري جزئيتر شده.
نيك آهنگ گفته كه "خيلی از ماها اشتباهات زيادی کردهايم و میکنيم!" و اشاره مستقيمش به كانديداتوري روزنامهنگاران در انتخابات است.
بهمن البته اين انتقاد را به ندا داشته كه ترتيب اصول لوموند را رعايت نكرده و گفته "فکر کنم خیلی از شما میدانید که من تا حالا چند بیانیه امضا کردهام و فکر نمیکنم کار اشتباهی کرده باشم. وجه سیاسی روزنامهنگاری در ایران با کشوری مثل فرانسه متفاوت است. فکر میکنم تا وقتی حزب درست و حسابی نداریم (و نمیتوانیم داشته باشیم) نمیشود از کسانی که دوست دارند سياسی باشند (از جمله خود من) خواست بیخیال امکان خوبی مثل روزنامه شوند."
ندا البته توضيحاتی در مورد برجستهسازي اين بخش از اصول حرفهاي لوموند ارائه كرده ولي اين تكه آخر از حرفهاي بهمن كه اينجا آوردم بحثياست كه سالهاست محل مناقشه من و خيلي از دوستان است، يكي همين معصومه، تا اين حد كه تصميم گرفتيم براي حفظ چارچوب خانواده لااقل بهعنوان سر و همسر دور اين يكي بحث را قلم بكشيم. بحث مرز بين روزنامهنگاري سياسي و روزنامهنگاري حرفهاي؛ كه به نظرم چندان تابع شرايط دوگانه ايران و فرانسه نيست.
در مطلب روزنامهنگاري ايراني نوشتم كه "در كار حرفهاي چارچوبي بزرگتر از منافع شخصي دخيل است. اينجاست كه روزنامهنگار حرفهاي در روزنامه غيرحزبي مسائل حزبي را مطرح نميكند."
نميدانم اين تعريف از حرفهاي بودن چه ميزان با آنچه بهمن يا معصومه در كارهاشان دنبال ميكنند سازگار است گرچه بهمن دستكم دو نكته را با صداي بلند اعلام كرده "دوست دارد سياسي باشد" و "روزنامه امكان خوبي است كه نميشود بيخيالش شد" . من اما توجه دوستان را به بخشهايي از مصاحبه اقبال با فريد قاسمي جلب ميكنم. از قضا مصاحبه كار معصومه است:
- چه زماني روزنامهنگاران ما به امنيت شخصي و شغلي ميرسند؟
زماني به امنيت شخصي و شغلي روزنامهنگارخواهيم رسيد كه روزنامهنگار خود را هم شان قاضي بداند. وارد بازي نشود و نقش نظارتي و قضاوتي خود را حفظ كند، سينه خود را براي شاكي و متهم چاك نكند. بداند داور است، وسط بازي اگر توپ زير پايش آمد به يكي از تيمها گل نزند تاريخ نشانگر آن است كه با مشاجره و منازعه و تشنج هيچ كاري به پيش نميرود تا پارهاي از مردم، دولتمردان و روزنامهنگاران به تعريف درست از حرفه روزنامهنگاري نرسند ما به آن نقطهاي كه مد نظر شماست نخواهيم نرسيد. هر وقت روزنامهنگار وارد بازي نشده گامي به جهت تثبيت خودش و صنف خودش برداشته و ثمرات و بركاتي درپي داشته است و هر وقت وارد بازي شده بازي را باخته است. در طول تاريخ هر وقت براي تثبيت شغل روزنامهنگاري دو گام به جلو برداشتهايم با تندرويها سه گام به عقب رفتهايم و نه تنها پيشرفت نكردهايم كه پسرفت هم داشتهايم چون مرزها مخدوش شده است.
- در طول تاريخ مطبوعات هيچ وقت روزنامهنگاري مستقل اتفاق افتاده؟
بله ما روزنامه مستقل داشتهايم.
- الان چطور؟الان روزنامه و روزنامهنگار مستقل داريم؟
ببينيد در دهههاي اخير هيج وقت اتفاق نيفتاده كه اين همه روزنامهنگار در ستادهاي انتخاباتي مشغول به كار باشند. كار روزنامهنگاري با روابط عمومي و تبليغات فرق ميكند.
اين كار روزنامهنگار را از روزنامهنگاري حرفهاي دور ميكند. اين ديگر روزنامهنگاري حرفهاي نيست روزنامهنگاري حزبي است. هر وقت مرز بين اين دو نوع روزنامهنگاري مخدوش شده روزنامهنگارها آسيب ديدهاند.
امروز اگر همه روزنامهها حزبي هستند اين نقطه قوت نيست. من نميگويم روزنامهنگاري حزبي و دولتي نبايد باشد. بلكه ميگويم هركدام بايد در سرجاي خودشان باشند اما مخدوش شدن اين مرزها آسيب ميزند. افرادي كه در روزنامههاي حزبي كار ميكنند نبايد عضو تشكل صنفي باشند آنها بايد عضو كانون مطبوعات حزبشان باشند.
روزنامه نبايد پل يا سكوي پرتاب به سمت قدرت باشد. روزنامهنگار حرفهاي بايد تعهد بدهد روزنامهنگار بماند و وارد هيچ دسته و حزبي نشود. و از داخل شدن به نهاد قدرت پرهيز كند. وارد شدن به نهاد قدرت باعث ميشود روزنامهنگار نهاد قدرت را رقيب خودش بداند و متقابلاً قدرت روزنامهنگار را. به هر حال هر كسي مايل است رقيب خود را از صحنه به در كند. به اين ترتيب روزنامهنگار شأن نظارتي و قضاوتي خودش را از دست ميدهد وارد بازي ميشود بازي هم برد و باخت دارد. باخت روزنامهنگار باعث ميشود حرفه و صنف روزنامهنگاري آسيب ببيند. روزنامهنگار بايد راوي صادق رويدادها باشد نه كسي را به عرش ببرد نه به فرش بكشاند. او نبايد نسبت به مسائل موضع از پيش تعيين شده داشته باشد.
- مي خواهم بپرسم چطور ممكن است اين اتفاق بيفتد؟ به هر حال هر انساني يك موضع و عقيده سياسي دارد، چطور عقايد سياسياش با حرفه روزنامهنگارياش كنار بيايد؟
هركسي ميتواند موضع سياسي داشته باشد ولي وقتي وارد روزنامهنگاري حرفهاي ميشود بايد موضعش را دم در بگذارد. اگر ميخواهد تفكر سياسياش را حفظ كند برود توي روزنامه حزب مورد علاقهاش كار كند وگرنه اين كار يعني با پوشش روزنامهنگاري حرفهاي كار سياسي كردن تقلب است.
Posted by mehdi ahmadi at 10:39 AM | comment(s) (0)
link | December 2, 2005 08:10 PM
آيا وبلاگها نوع تازهاي از روزنامهنگاري هستند؟
پاسخ دامنه وسيعي را در بر ميگيرد: از وينسنت ماسكو كه معتقد است "وبلاگ ها نوع تازه اي از روزنامه نگاري نيستند. وبلاگها فقط تاملات شخصي هستند" تا مثلاً كرافورد كيلييان كه معتقد است "وبلاگ ها نوع تازه اي از روزنامه نگاري را خلق كرده اند".
دكتر شكرخواه براي تبيين اين موضوع بخشهايي از پاسخهاي 9 چهره جهاني را در اين مورد كه در رساله دكترياش آمده در دات ارائه كردهاست.
مرتبط: آيا وبلاگنويس روزنامهنگار است؟
Posted by mehdi ahmadi at 08:10 PM | comment(s) (2)
link | December 2, 2005 10:57 AM
روزنامهنگاری ايراني
آقاي روزانه ميگفت به نظرت چه چيز در حوزه روزنامهنگاري هست كه ميشود در قالب يك كتاب به آن پرداخت. خودش البته ايدههاي خوبي داشت كه در اينجا به خاطر پايبندي به اصول حرفهاي هم كه شده طرح و بسطش را به خودش واگذار ميكنيم و از آن ميگذريم. اما ايده من در اين مورد روزنامهنگاري ايراني بود.
تابستان امسال با آقاي شهيدي كه ديرزماني از مدرسان و برنامهسازان و خبرنگاران BBC بود در ميراث خبر نشستي داشتيم و در آن به بررسي پارهاي از مسائل پيرامون شكلگيري روزنامهنگاري حرفهاي در ايران پرداختيم. آقاي شهيدي فرزند دكتر شهيدي مشهور، با اخذ دكترياش از دانشگاه امريكايي بيروت هماكنون مشغول تدريس در همان دانشگاه در حوزه ارتباطات و رسانه است.
به تعبير ايشان دو جنبه كه روزنامهنگاري حرفهاي شكل ميدهد، يكي امرار معاش از طريق روزنامهنگاري، به اين معني كه تمام يا بخش مهمي از درآمد روزنامهنگار از روزنامهنگاري به دست آيد و ديگر اينكه در كار حرفهاي چارچوبي بزرگتر از منافع شخصي دخيل است. اينجاست كه روزنامهنگار حرفهاي در روزنامه غيرحزبي مسائل حزبي را مطرح نميكند.
خوب اينها را گفتم كه بگويم محور حرفهاي من در آن نشست دوستانه همين روزنامهنگاري ايراني بود. مؤلفههايي كه روزنامهنگار ايراني به آن عادت دارد، به آن عمل ميكند، عمل كردن به آن مؤلفهها هيچ سؤالي در ذهنش بر نميانگيزد و حتي به تغيير اين مؤلفهها فكر نميكند.
يكي اينكه مثلاً در دوره انتخابات ايران رسانههايي چون CNN به ايران ميآيند، به زادگاه اين نامزد و آن نامزد انتخابات ميروند و براي گزارشهاشان فكت جمع ميكنند اما من روزنامهنگار ايراني براي اتفاقي كه در دو خيابان آنطرفتر از من روي داده پشت كامپيوترم مينشينم، به شبكه وصل ميشوم و منتظرم كدام سايت يا خبرگزاري اولين خبر را آورده تا با استفاده از تكنولوژي ايراني شده Ctrl+c و Ctrl+v آن را در يك قالب از پيش تعيين شده هفتصد هشتصد كلمهاي بريزم و خيالم از بابت يك سوم صفحهام در فلان روزنامه راحت شود.
يكي همين كه نظامها صنفي روزنامه نگاران در ايران به گونهاي شكل گرفته كه اگرنه خود مديران اين نظامها صنفي در حوزه مديران مسئول و كارفرمايان طبقهبندي ميشوند لااقل ميشود گفت كه با مديران مسئول و كارفرمايان رفيقترند تا روزنامهنگاران.
اين دو نمونه ريز و درشت را د اشتهباش و همينطور ريز و درشت برو جلو ببين هيچوقت مجالي براي آن چهار اصل جامعيت و توازن و دقت و انصاف در اخبار ميماند يا نه؟
بيشتر اينها را به بهانه مطلب ندا دهقاني نوشتم كه "حرفهاي نشدهايم" و مطلب "چراغهاي خاموش" كه بيشتر به فقر سختافزاري در رسانههاي ما پرداخته و آخرش اين است كه "یادمان نرود اینجا کماکان ایران است و این نکته ای است که بی توجه به آن حرفهای شدن مقدور نمی باشد."
اين ما روزنامهنگاران هستيم كه ميتوانيم افق روزنامهنگاري ايراني را گسترش دهيم. اينجا ايران نيست چون ما نسبت به كشورهاي توسعه يافتهتر فقر امكانات و مشكل حقالتحرير و از اين دست داريم. اينجا ايران است چون ما هنوز مشكلات خود را در چارچوبي غير از آنچه بايد دنبال ميكنيم. از سر همين "میثاق اصول اخلاقی حرفه روزنامهنگاری" در قفسههاي وزارت ارشاد خاك ميخورد. قفسههاي يك نهاد رسمي و غيرصنفي....
Posted by mehdi ahmadi at 10:57 AM | comment(s) (1)
link | December 1, 2005 11:08 AM
هنوز حرفهای نشدهايم
....نیازی نیست برای گرفتن اطلاعات از اصول مصوب در اخلاق روزنامهنگاری راه دوری را تا کشورهای پیشرفته مثل فرانسه، انگلستان، کانادا، ژاپن، آمریکا، هلند و .... بروید، همسایههای نزدیک ما، عربستان، ترکیه، پاکستان و عراق مصوباتی دارند که نام آن Code Of Ethics است هرچند محور آنها مانند اصول اخلاقی عربستان بیشتر درباره محدودیتها و باید و نبایدهای روزنامهنگاران برای حفظ شئونات مذهبی و دینی و حکومتی باشد. بالاخره اصولی مکتوب برای قضاوت وجود دارد اما "میثاق اصول اخلاقی حرفه روزنامهنگاری" ایران که با تلاش دکترکاظم معتمدنژاد تهیه شده، چندسالیاست در قفسههای چوبی وزارت ارشاد خاک میخورد....
>>> حرفهای نشدهايم
Posted by mehdi ahmadi at 11:08 AM | comment(s) (1)
link | November 14, 2005 02:07 PM
هنر جنگیدن
تنظیم گزارشگونه مصاحبه چند سالی است كه خیلی باب شده، ویژگی های خیلی خوبی هم دارد،بیشك. اما یك چرا ذهن مرا مشغول میكند.....
Posted by mehdi ahmadi at 02:07 PM | comment(s) (0)
link | November 10, 2005 01:14 AM
وبلاگ تازه: صفر
وبلاگ سمیرا فعلاً در مرحله تست بود. ولی انگار دكتر فعلاً بر مدار انتشار خبر بدون كپی رایت هستند.
Posted by mehdi ahmadi at 01:14 AM | comment(s) (1)
link | November 2, 2005 03:54 AM
داغ داغ
بخت با من یار بود و امروز كتاب روزنامهنگاری سایبر را از دست دكتر شكرخواه گرفتم، داغ داغ؛ دكتر توكلی آمده بود و كتاب را آورده بود. انصافاً هم با اینكه متون ارتباطی و روزنامهنگاری در این سالها طرف توجه ناشران مختلفی بودهاند اما وقتی ناشر خود مدرس ارتباطات باشد و دغدغه و وسواس خاص این رشته را داشته باشد، هماهنگی فرم و محتوا به اوج میرسد.
درباره كتاب دكتر شكرخواه بیشتر خواهم نوشت و فعلاً به همین بسنده میكنم كه از آنجا كه كتاب چكیده یك رساله دانشگاهیاست طبعاً مباحث طرح شده در آن بیشتر از بار آكادمیك برخوردارند از اینروست كه مخاطبان دكتر شكرخواه در این كتاب آخر بیشتر دانشجویان رشته ارتباطات هستند و هدف از انتشار آن چنان كه تأكید میكنند آشناسازی جامعه روزنامه نگاری ایران و دانشجویان رشته ارتباطات با پدیده سایبر ژورنالیسم - و نه تکنیک های روزنامه نگاری سایبر- بوده است.
درباره دكتر توكلی هم كه این روزها علاوه بر پیگیری و مداقه در انتشار ادبیات روز ارتباطات و روزنامهنگاری در نشر ثانیه، با طرح مباحث نو در گفتگوهای خود نقش خود را در بسط مباحث ارتباطی روز بهخوبی ایفا میكنند، همینقدر بگویم كه به زودی بیشتر از ایشان خواهیم شنید. میگویید چطور؟ فقط چند روز صبر كنید. [خوب گفتم آقای دكتر؟!]
Posted by mehdi ahmadi at 03:54 AM | comment(s) (3)
link | October 31, 2005 06:46 PM
وبلاگی شدن فرهنگ در مسلخ سختخبر
اینكه روایت سخت از رویدادها تا چه میزان میتواند آنچه را برای مخاطبان پاداش آتی به همراه دارد، قربانی چیزی كند كه دارای پاداش آنیاست و آثار و ثمراتش بلافاصله مشهود است، نكتهایاست كه كمابیش در مباحث مرتبط با خبرنویسی طرح میشود.
سخت خبرها یا خبرهای محض از آن رو كه انعكاس سریع بخشهایی از یك رویداد را هدف قرار میدهند كه بتواند در دامنه زمانی رخ دادن آن[دیروز، امروز و فردا] به جلب نظر خواننده بپردازد، همواره بخشهای دیگر از رخداد را در سایه قرار میدهند.
حال اگر سوژه اصلی رویداد به خوبی از وزن شهرت برخوردار باشد، عموماً دیگر ارزشهای خبری در انعكاس سخت آن رخداد تحتالشعاع قرار میگیرند و رویداد در مسلخ سخت خبر قربانی میشود.
این بحث را مقدمهای قرار میدهم برای همین سخنرانی استاد عزیزمان دكتر خانیكی در مورد وبلاگی شدن فرهنگ، كه عمیقاً معتقدم شتاب خبرنگار در ارائه سریع یك خبر محض از سخنرانی یك شخصیت(دارای ارزش شهرت)، باعث شده بخشهای زیادی از نكات مورد اشاره دكتر خانیكی از چشم مخاطبان پنهان بماند. آن هم مخاطبانی كه با فاصله گرفتن از دامنه زمانی رخداد، بیشتر به دنبال چیستی، چرایی و چگونگی بحث هستند.
سخنرانی عالمانه یا به قول برخی مقاله شفاهی دكتر خانیكی به لطف بچههای راوی بهطور كامل در دسترس قرار گرفت. سخنرانیای كه معتقدم نورافكنهای خوبی در زمین وبلاگنویسی روشن كردهاست. گیرم كه باز به قول برخی داور و سوت و گل و دروازه همه تزئینی باشند.
Posted by mehdi ahmadi at 06:46 PM | comment(s) (0)
link | October 29, 2005 11:44 AM
درباره فارسینویسی
درباره فارسینویسی حرفهای زیادی داشتم. یكی همین كه این روزها بعضی تمایل زیادی دارند به نوشتن فارسی آنطور كه خوانده میشود. شاهد ماجرا هم همین تنوین در برخی از قیدها كه خوب البته آب آمد و تیمم باطل شد و آقای آشوری با نكتهسنجی به آن پرداختند.
اینجا همینقدر میخواهم بگویم كه نه تنها رسمالخط فارسی، بلكه رسمالخط در بسیاری از زبانهای دیگر هم عمدتاً شیوه خواندن كلمات پیروی نمیكند. در زبان فرانسه شیوه خواندن بسیاری از كلمات با شیوه نوشتنشان متفاوت است. تازه زبان فرانسه یك زبان قاعدهمند در این زمینه است، یك زبان بیقاعده رایج هم داریم كه انگلیسیاست و در آن كلماتی مشابه از حیث نوشتار، در گفتار متفاوت ادا میشوند.
خوب است دوستان یكبار با دقت نوشته داریوش آشوری را بخوانند و كمی در آن تأمل كنند.
Posted by mehdi ahmadi at 11:44 AM | comment(s) (0)
link | October 23, 2005 11:46 AM
چند ویژگی
"...کتاب هفته دوره قبل ویژگی هایی داشت که آن را برای من خواندنی و جذاب میکرد.
یکی از آنها به گمان من تسلط همه جانبه گردانندگانش به مقوله نشر و کتاب بود ؛ تسلطی که مانع غلطیدن کتاب هفته به ورطه های موضوعی خاص می شد و باعث شد که نشریه ای برای همه انواع کتاب ها باشد نه یک نوع کتاب خاص.
دیگری این بود که این گردانندگان محترم به روزنامه نگاری هم مسلط بودند.
ونکته دیگر این که .....اما به نظرمن علیرغم اهمیت همه ویژگی هایی که گفتم و نگفتم ، مهم ترین نکته اش این بود که سقفی فراهم کرده بودند گردانندگان ارجمندش که زیر آن نویسندگان و ناشران با هر طیف سیاسی و عقیدتی در حدی که ممکن بود جا می گرفتند و می دانم که بر پا نگهداشتن چنین سقفی آسان نیست..."
یادداشت علی اصغر سیدآبادی در مورد كتاب هفته
Posted by mehdi ahmadi at 11:46 AM | comment(s) (0)
link | October 19, 2005 12:45 PM
روزنامهنگارى آنلاین/ تفاوت در چگونگی تبدیل کردن رویداد به خبر است
مصاحبه دكتر شكرخواه با روزنامهایران در دوران غیبت من در كافه سایبر مورد توجه خیلی از سایتها قرار گرفت ولی نكات خوبی در این مصاحبه بود كه برجسته شدن آنها خالی از فایده نیست یكی همین وجوه تفارق و اشتراك روزنامهنگاری آنلاین و چاپی كه در ضمن نشان میدهد وقتی آشپز بهخوبی مزه غذاهای آنلاین و چاپی را بشناسد، مصاحبه هم خوب از كار در میآید.
....در روزنامههاى آنلاین و چاپى سه مرحله مشترک وجود دارد، جمع آورى، پردازش و عرضه. یعنى خبر باید ار حوزه خبرى گرفته، پردازش و عرضه شود. اما یک خبرنگار آنلاین منابع خبرى آنلاین را مىشناسد. جستجو در منابع آنلاین از مهارتهاى اوست و به جاى کاغذ و قلم از صفحه کلید کامپیوتر براى نوشتن استفاده مىکند. باید بداند چگونه کلمات را بشمارد و به کدام کلمه «لینک» دهد. مرحله عرضه هم تخصصهاى ویژه مىخواهد.
درکل، روزنامهنگارى آنلاین از نظر تبدیل کردن رویداد به خبر متفاوت است هرچند همان سه مرحله روزنامهنگارى سنتى را دارد. روزنامهنگار آنلاین درمرحله اول باید به این فکر کند که مطلبش را با چه «فرمتى» مى خواهد عرضه کند.... یعنى مطلب قرار است در چه قالبى عرضه شود. روزنامه نگار آنلاین قبل از نوشتن مطلب باید به این فکر کند که قرار است چه اندازه از گرافیک، نقشه، کاریکاتور و چه قدر از متن بهره گیرد یا براى مطلب صدا و تصویر بگذارد. این اصل اول براى روزنامهنگارى آنلاین است. اصل دوم این است که بداند رابطه خبرو گزارش نوشته شده با سایر مطالب چگونه است. یعنى چه اندازه مىتواند از لینک استفاده کند. سوم، باید توجه کند که مطلب نوشته شده تا چه اندازه قابلیت «اسکن شدن» دارد. مطلب سایبر باید با یک نگاه خوانده و اسکن شود نه آنکه مخاطب مجبور باشد مطلب را تا آخر بخواند.
نکته دیگرى هم وجود دارد. اینکه روزنامهنگار چه اندازه به فرد کمک مىکند تا از برخى اطلاعات به صورت پرشى عبور کند. مثلاً مطلبى مىنویسیم درباره یک فیلم. چه اندازه لازم است درباره طراحى صحنه، بازیگران و کارگردانى توضیح دهیم. این نکته مهم است که روزنامه نگار چه اندازه به درخت اطلاعاتى که قبلاً درباره این فیلم در محیط وب وجود داشته، مطلب اضافه مىکند. اگر قرار است مطلبى نوشته شود که از قبل وجود داشته، باید اجازه دهد مخاطب از روى مطلب بپرد. روزنامهنگار باید اینجا، با یک لینک، خواننده را به مطلبى که از قبل وجود داشته ارجاع دهد.....
Posted by mehdi ahmadi at 12:45 PM | comment(s) (0)
link | October 18, 2005 03:20 AM
یادداشتهای سردبیر
"...تصمیم گرفتهام هر روز بخشی از یادداشتهای شخصی و خاطرات خود در مورد همشهری را توی وبلاگ بگذارم. البته آن چیزهایی كه میشود نوشت و فكر میكنم در مجموع این یادداشتها هم فرصتی برای آشنایی و ارتباط بیشتر همكارانم در همشهری با برنامه و فكر من باشد و هم در نهایت چشماندازی از مسیر حركت و تجربهها و مشكلات را به دست بدهد. نمیدانم میشود یا نه؟!..."
این هم از قول و قرار سردبیر وبلاگنویس همشهری. آقای زائری روحانی خوش فكری كه سایتش از وبلاگش جذابتر است و وبلاگش از سایتش فعالتر.
قبلاً پرستو وبلاگ آقای سردبیر را مانیتور(یا به قول علی پایش) كردهبود. حالا امیدوارم مشغلههای آقای سردبیر كه به زودی قرار است براساس شنیدهها مدیرمسئول و مدیرعامل همشهری هم باشد، اجازه دهد این ارتباط رو در رو، همان طور كه خواسته در چارچوب مطالب روزانه وبلاگش حفظ شود. برای ما هم تجربه خوبیاست كه اداره یك مجموعه رسانهای به گستردگی همشهری را از وبلاگ سردبیرش مانیتور(همان پایش) كنیم.
راست و دروغش گردن راوی، میگویند مدیرمسئول تازه وارد یكی از نشریات سراسری برره!! وقتی صفحه اول را برای مطالعه و امضای نهایی برایش برده بودند تا كرده بود گذاشته بود توی كیفش تا سر فرصت توی خانه مطالعه كند....گفتم راست و دروغش گردن راوی؛ حالا با این روند كه مدیرمسئول همان سردبیر باشد و سردبیر یك آدم اهل بخیه امیدوارم این همشهری بیقرار در این سالها به قرار و آرامش برسد و دوباره بشود همان همشهری دوستداشتنی.
Posted by mehdi ahmadi at 03:20 AM | comment(s) (4)
link | September 29, 2005 12:23 PM
درست نویسی/ دونکته
در خصوص سایت علوم ارتباطات باید به علیرضا کتابدار خستهنباشید بگم. البته نکاتی هم هست که در تکمیل سایت باید مورد توجه ایشون باشه از جمله فعال کردن بخش نظرخواهی که اگر بود جای این حرفهایی که الان میزنم پای یکی از مطالب این سایت بود. مطلب «درستنویسی» که به عنوان یک دانشجوی ارتباطات و روزنامهنگاری ذکر دو نکته در موردش لازمه.
یکی اینکه نوشته شده "...تعدادی از کلمات و جملات زبان فارسی که به صورت اشتباه بکار می رود، همراه معادل صحیح آنها..." فکر میکنم کاربرد کلمه معادل در اینجا صحیح نیست چون هیچ کلمه اشتباهی معادل هیچ کلمه صحیحی نیست!
یکی هم اینکه در مورد کلمه سیاستگذار که فکر میکنم منبع این کلمات کتاب ارزشمند دکتر بدیعی و آقای قندی باشه توضیح بدم که ظاهراً این یه اشتباه چاپی بوده، گزاردن عمدتاً متناظر با انجام دادن یه کاره مثه نمازگزار و از این لحاظ سیاستگزار میتونه به معنی کسی باشه که یه سیاست رو اجرا میکنه، اما گفتم میتونه به این معنی باشه ولی عمدتاً این کلمه در این معنی به کار نمیره و بیشتر معنی تدوینکننده سیاست را در بر داره، خوب با این معنی رایج و آشنا یعنی تدوینکننده سیاست، املای درست سیاستگذاره و سیاستگذاری هم به معنی تدوین یک سیاست؛
یه جایی که گمونم نقدی بود که آقای قاضیزاده روی همین کتاب نوشته بود اشاره شده که در این قسمت اشتباه چاپی رخ داده.
در هر صورت من همیشه از این جور نکات آموزشی استقبال میکنم و امیدوارم علیرضا کتابدار هم در این راه موفق باشه.
Posted by mehdi ahmadi at 12:23 PM | comment(s) (2)
link | September 28, 2005 07:51 PM
Revue de Teheran
"Journal de teheran" روزنامه فرانسوی مؤسسه اطلاعات که از 1314 تا همین 26 سال پیش یکسره منتشر میشد، حالا به همت یکی دو آدم خوشفکر که یکیشان دکتر حسینی عزیز است که در فرانسه تاتی تاتی کردن را به من آموخت منتشر میشود. سری جدید دو هفتهنامهاست فعلاً و نامش "Revue de Teheran"
چند وقت پیش توی دفتر این دو هفتهنامه جایی در طبقه چهارم مؤسسه اطلاعات ماکتبندی کار را دیدم که انصافاً خیلی حرفهای بود. صفحهبندی و چینش مطالب اگر با کاغذ و چاپ خوب ترکب میشد چیزی از خیلی کارهای آنور آبی کم نداشت. غنای مطالب هم که جای خودش را دارد، ظاهراً محتوا قرار است معرفی ایران به جهانیان باشد و فاز بعدی توزیع منطقهای این نشریهاست. به هر حال گمانم برای امثال من که با لجاجت مثال زدنی هنوز فرانسه را به زبانهای رقیب! ترجیح میدهند، بهانه خوبی باشد که به لجاجتمان ادامه دهیم.
از همینجا سلام و خستهنباشید به دکتر حسینی و همکارانش
Posted by mehdi ahmadi at 07:51 PM | comment(s) (2)
link | September 18, 2005 05:29 PM
روزانههای روزنامهنگارانه
دوست خوبمان مهران بهروزفغانی چند وقتی است روزانههایش را در بلاگفا برای علاقهمندان به مباحث روزنامهنگاری مینویسد. در توضیحات وبلاگ روزانه آمده " نقد روزانه مهران بهروز فغانی بر نوشته های آزار دهنده مطبوعات و دیگر رسانه " و مهران که خود هم دانشآموخته روزنامهنگاری و هم از روزنامهنگاران با سابقه کشور است و البته دبیر تحریریه سایت میراث، نگاهی روزنامهنگارانه دارد به آنچه این روزها در مطبوعات به چشم میخورد. به نظرم رویکرد مهران برای روزنامهنگاران بهخصوص آنها که هیچ وقت خود را از دانستن مستغنی نمیدانند قابل توجه است. پس علاقهمندان مباحث آموزشی در روزنامهنگاری خواندن روزانههای مهران بهروز فغانی را از دست ندهند.
Posted by mehdi ahmadi at 05:29 PM | comment(s) (0)
link | September 16, 2005 10:07 PM
به سوی مجلات شخصی
اگر دورهای را که برخی سایتها مثل یاهو با در اختیار گذاشتن فضاهای رایگان، امکان انتشار مطالب شخصی را به مخاطبان میدادند دوره پیش از ارائه خدمات وبلاگ از سوی برخی دیگر از سایتها مثل بلاگر بدانیم با این ویژگی که سایتهایی مثل بلاگر انتشار اطلاعات را برای هر کاربر مبتدی و غیر آشنا به مسائل فنی انتشار محتوا در وب، ساده کردند، حال در دنیای بعد از وبلاگها شاهد سایتهایی هستیم که انتشار رایگان اطلاعات با حداقل دردسرهای فنی و تنوع در موضوعات و دستهبندیها را به کاربران هدیه کردهاند.
از جمله این سایتها Multiply است که ضمن تشکیل شبکههای ارتباطی(چیزی شبیه اورکات) به کاربانش اجازه انتشار اطلاعات را میدهد. آن هم با تنوعی در حد و اندازه یک مجله شخصی.
سام فرزانه دوست خوب من که مدتها با مدیریت صفحه رسانه شرق، نقش قابل توجهی در تولید محتوای ارتباطی در فضای کشور داشت و حالا در قالب اداره صفحات ویژه در خبرگزاری میراث، دنبال پیاده کردن ایدهها نو در این خبرگزاریاست(یکیشان همین بخش شنیداری که با مدیریت اوهر هفته ارائه میشود)، حالا یک مجله شخصی در Multiply راه انداخته.
"جایی برای سام" مجله شخصی اوست که با بخشهای متنوعی مثل نوشتهها، نگارخانه، شنیدنیها، به نظر اول شخص و پیوندها، پای این رفیق ژورنالیست را به فضای سایبر باز کرده است. سام که قبلاً هم آهسته و نه پیوسته وبلاگ مینوشت، روزنامهنگار خوشفکریاست و دوستیاش برای من سرشار از افتخار. برایش همیشه و همهجا آرزوی موفقیت دارم.
Posted by mehdi ahmadi at 10:07 PM | comment(s) (0)
link | September 14, 2005 03:18 PM
وبلاگنویسی روی دیوار چین
عضو هیأت علمی مؤسسه عالی آموزش و پرورش مدیریت و برنامهریزی وبلاگ را پدیدهای مقطعی ارزیابی کرد و آن را با دیوار نویسی مردم چین در زمان انقلاب فرهنگی آن کشور مقایسه کرد.
وی اعتقادتش به اینکه" جایگاه یادگیری اینترنت و الکترونیک برای همه یکسان است" را با این جمله توضیح داد که: " این امر برای ایرانیان جدید و برای دنیا کهنه است"
"به عقیدهی وی دورهای که جامعه در وضعیت جنجالی بسر میبرد یا موضوعات خاصی مثلا بحث انتخابات ریاست جمهوری مطرح است، تب بیشتری دارد."
وی همچنین گفت:"هر چقدر با اتفافات مهمی در کشوری روبرو باشیم، وبلاگ نیز در آن کشور رشد میکند و جایگاه خود را پیدا میکند."
ایسنا در حالی که توضیح نداد چرا اینبار یک عضو هیئت عملی مؤسسه عالی آموزش و پرورش، مدیریت و برنامهریزی را برای گرفتن عکس یادگاری با وبلاگها انتخاب کردهاست از قول وی نوشت:"وبلاگ یک پدیدهی کاملا مقطعی و مختص کشورهایی است که در اتفاقات موضعی (local) نقش مهمی را ایفاء میکند."
آگاهان میگویند بقیهاش پیشکش یکی این جمله آخر را که از قضا لید گفتگوی ایسناست به فارسی ترجمه کند.....
Posted by mehdi ahmadi at 03:18 PM | comment(s) (0)
link | September 11, 2005 02:18 PM
ستادهای خبری: تأملی دیگر
علی عزیز در روابطعمومی کاربردی مثل همیشه یک نکته خوب و کاربردی آورده و اینبار با موضوع ستادهای خبری؛ نظراتم را در این خصوص در تاپیک ویژهای در فروم نوشتهام ولی یک نکته که جنبه کاربرد روزنامهنگاری دارد را گذاشتم برای اینجا؛
دکتر شکرخواه در کتاب خبر در بخش مربوط به خبرهای فرآیندمدار و رویدادمدار اینطور طرح مسئله میکنند: "زبیگنیو برژینسکی نظریهپرداز آمریکایی در امور بینالملل، سالها پیش در ضمن یک سخنرانی در باشگاه مطبوعات واشنگتن به خبرنگاران گفت: من مطمئن هستم که شما برای پوشش خبری این جلسه صرفًا بر چند خبر محض (سخت خبر) تکیه خواهید کرد و نه آن موضوع اصلی که بر آن تکیه و تأکید کردم و از این نحوه پوشش خبر از فلسفة پخش خبر در آمریکا ریشه می گیرد. برداشت آمریکایی از خبرها تأکید بر حقایق نامتشابه است زیرا که خود کلمه یعنی تازهها، و لذا در آن بر ارتباط متقابل اشیا و پویایی و نیروهای تاریخی آن تأکید چندانی نمیشود."
و بعد میآورند:" برژینسکی با طرح این مسأله، عملاً به یک ضعف بزرگ شیوه پوشش خبرها در آمریکا اعتراف میکند. او در حقیقت این نکته را مطرح مینماید که خبر نه تنها رویدادها، بلکه باید فرایندها را هم دربرگیرد."
به نظرم ارزش شهرت وقتی میتوانست بهخوبی در خدمت اطلاعرسانی در مورد کنفرانس خاص نباشد که رویکرد فرآیند محور در انتشار اخبار مورد توجه قرار میگرفت و نه رویکرد رویدادمحور. آنچه در مصداق مورد بحث من و علی اتفاق افتاده اما تنها رویکردی ویدادمحور است. برای یک رویکرد رویدادمحور هم چه زمانی مناسبت